تبلیغات
خط سبز
به رنگ ریا | میر حسین موسوی ,

روز 22 خرداد 88 این فیلمنامه توسط ملت بزرگ ایران ساخته می‌شود

به رنگ ریا

"به رنگ ریا" فیلمنامه ای است كه ملت بزرگ ایران براساس آموزه های حضرت امام خمینی (س) و درس هایجانشین خلفش رهبر معظم انقلاب نوشته شده است. و روز 22 خرداد 88 ملت در یك كارگردانی عاشقانه چنان به ثبت سكانس ها و پلان های آن اقدام كنند كه تمام بازیگران حرفه ای عرصه سیاست را مبهوت خود نمایند. انشاءالله

كارگر پشت صحنه این فیلم كوچكترین فیلمساز بعد از انقلاب- ابوالقاسم طالبی

طلوع تصویر

آسمان نزدیك كره زمین- روز

دوربین از لایه ابر سفید عبور می كند اما همچنان در نمای باز به وسعت كشور ایران به زمین نزدیك می شود و هرچه زمین می چرخد، دوربین نیز به گوشه ای از آن می چرخد تا ایران در كادر قرار می گیرد. تیتراژ آغاز می شود.

ایران- روز- ادامه

مردم ایران در جنب و جوش خاصی هستند، هركسی به كاری مشغول است، از بیابان‌گرد كویر تا دریانورد خلیج فارس، از جنگلبانان تا كوهنوردان و مردم شهر و روستاها. دوربین به سمت یك نقطه به سرعت زوم می كند. نما آنقدر نزدیك می شود كه به وضوح می توان داخل حیاط یك خانه كوچك را دید.

روز- خارجی- حیاط خانه كوچك

گوشه حیاطی تمیز، بوته گل محمدی كه چند غنچه و گل دارد، دیده می شود. سجاده ای پهن است و زنی سالخورده و لاغر اندام كه اشك در پهنه چهره شكسته و نورانی اش سرازیر است، زیر لب مناجات می كند.

صدای پیرزن كه نماز یا زیارتی را به پایان رسانده، كم كم به گوش می رسد.

پیرزن: خدایا با علی ابن ابی طالب(ع) كه درب شهر علم و عمل پیامبرت(ص) بود، مردم همراه نبودند، خون به جگرش كردند و تو نعمت علی(ع) را از آن ها گرفتی اما امروز مردم همراه فرزندش هستند، مباد مكر زورمداران و زورسالاران...

هق هق گریه امان گفتن از او می گیرد. نسیمی بر بوته گل محمدی می وزد، چنان كه چند برگ گل از یك شاخه جدا می شود و به زمین می افتد. پیرزن برخود مسلط می شود، با دستمال كنار سجاده اش اشكش را پاك می كند. سر به آسمان بلند می كند. دستانش را روی زانوانش رو به آسمان می گذارد.

پیرزن: من 3 پسر را داده‌ام، تو می دانی. اسداله‌ام را كسانی خونش را جلوی همین خانه به زمین ریختند كه خود را اهل نماز می دانستند. وقتی قاتلش را دستگیر كردند، دایم مرا به جدش قسم می داد كه حلالش كنم. خدایا من از حق خودم گذشتم. رضا و امیرحسین‌ام تشنه شهید شدند، تو كه خوب می دانی، تو دیده ای، من از دوستانشان شنیده ام كه با لب تشنه روی خاك افتادند. خدایا گفتی دعا كنید من اجابت می كنم وگرنه كه تو همه چیز را می دانی.

پیرزن لحظه ای خودمانی لحنش را عوض می كند. گویی دارد با دوست خود سخن می گوید.
پیرزن: اصلاً دین خودته، من به وظیفه ام عمل كردم، 3 روز كه روزه گرفته ام و به عبادت و دعا مشغولم. من نه زری دارم، نه زوری كه به كار ببندم ولی تورا دارم، تورا دارم.

صدای پیرزن قطع می شود. بغض دیگری می كند و به سجده می رود. صدای بوق چند اتومبیل و آهنگ تند پاپ سكوت حیاط را می شكند. جیغ چندین دختر و پسر در هم می پیچد، گویا شعاری می دهند. پیرزن سر از سجده برمی دارد و روی سجاده جابجا می شود. مهرش را بالا می آورد و می بوسد. تسبیح چوبی‌اش را برمی دارد با چالاكی كه اصلاً به یك آدم سالخورده نمی آید، از جا بلند می شود. اشك چشمانش را با گوشه چادر سفید گلدارش پاك می كند. صدا همچنان بیشتر و بیشتر می شود. پیرزن درب خانه را باز می كند و به طرف صدا می رود.

خارجی- روز- درب خانه پیرزن- ادامه

بیش از یكصد جوان با اتومبیل های مختلف متوقف شده اند و شعار می دهند. پیرزن به شعارها خیلی توجه نمی كند ولی از دیدن گیسوان بلندی كه با پارچه سبز بسته شده، شوكه می شود. به تصور این كه دختران كشف حجاب كرده اند، عزم رفتن می كند، بی توجه به تعداد آن ها جلوتر می رود كه امر به معروف كند و تذكر دهد كه كشف حجاب گناه است، نزدیك‌تر می شود، ناگهان می ایستد و لبخندی می زند.

پیرزن: خدا نكشته‌اتون، فكر كردم دخترید.

پسر جوانی خوش سیما در حالی كه قر كمرش با موزیك پاپی كه پخش می شود، همراهی می كند، به پیرزن نزدیك می شود.

پسر: چیه مادرجون خوشكل مامانی؟

پیرزن: عروسیه دیگه؟

پسر: نه انتخاباته رئیس جمهوره.

پیرزن (لبخند می زند): خب اونم عروسیه.

پسر پارچه سبزی به پیرزن می دهد. پیرزن پارچه سبز را می گیرد. دختركی آرایش كرده، جلو آمده است، پسر را می گیرد.

دختر: احسان بیا اون جلو باحالتره.

پسر می رود. پیرزن پارچه را می گیرد، روی پارچه سبز را می خواند. "تا میرحسین یك یا حسین"

پیرزن بی اختیار، یا حسین می گوید. سپس عكس هایی را كه بدنه اتومبیل ها را از آن پوشانده اند، از نظر می گذراند نگاهی به پارچه سبز می كند. صورتش جمع می شود.

پیرزن: الهی به حق حسین، خدا آخر عاقبت همه رو ختم به خیر كنه.

دختر دیگری كه مانتو و روسری سبز پوشیده و همچنین چند پارچه سبز به دستان و انگشت های خود آویخته صدای پیرزن را می شنود.

دختر: احمدی‌نژادی هستی؟

پیرزن: اسم پیامبر(ص) ما احمد است. من و همسرم و بچه هام همگی سیدیم، پس از نژاد احمدی هستیم.

دختر: بگو تا میرحسین یه یا حسین.

پیرزن: یا حسین؛ من 3 روز روزه نذر كردم كه احمدی‌نژاد

دختر جیغ می كشد اما چنان با انرژی كه همه جمعیت لحظه ای متوجه او می شوند.

دختر: این مادرمون، این گلی گلی‌ام رنگ سبزه. روزه گرفته برا میرحسین.

شخصی كه میكروفن در دست دارد و گاهی وسط موزیك شعار می دهد، لبخند می زند. سپس از پیرزن می خواهد كه به بالای وانت آخرین مدلی برود كه با عكس میرحسین موسوی گویی كاغذ دیواری شده. پیرزن اما استنكاف می كند ولی تا می آید به خود بجنبد، روی دست زنان و دختران و بعضاً به كمك پسران خود را داخل وانت می بیند. پیرزن همین كه استقرار پیدا می كند، در حالی كه دستپاچه شده، فریاد می زند.

پیرزن: چادرم. چادرم.

مسئول بلند گو میكروفن را دم دهان پیرزن می گذارد. صدای پیرزن كه پخش می شود، همزمان جمعیت دست می زنند.

جمعیت: چادرم. چادرم. هو. هو. چادرم هوهو...

چادر به دست پیرزن می رسد، آن را با عجله سر می كند. لحظه ای می خواهد برود اما بر خود مسلط می شود.

مسئول بلندگو: مادر برامون حرف بزن، از احساست بگو. قربون او لپ گل انداخته چروك مد شده ات برم.

صدای جمعیت كه جیغ می كشند.

جمعیت: هورا. هورا. هو. هو. چروك. هو هو چروك.

پیرزن: من مادر 3 شهیدم.

مسئول بلندگو میكروفن را به طرف خودش می گیرد.

مسئول: براش دست بزنید، برا بچه هاش.

جمعیت شادی می كند و دست می زنند.

پیرزن: چی بگم از روزه و دعا بگم كه ریا می شه.

جمعیت: ریا می شه. ریا می شه. هوهو. ریا می شه. هوهو.

پیرزن: اصلاً از خودم نمی گم، چند دقیقه تاریخ می گم.

جمعیت همگی با شادی دست می زنند و تكرار می كنند.

جمعیت: تاریخ. هوهو. تاریخ هوهو.

پیرزن: وقتی خلیفه دوم به دست ابولولو ترور شد.

جمعیت جیغ می كشند و سوت می زنند و سر و صدا به راه می اندازند.

جمعیت: ابولولو. ابولولو هوهو. ابولولو ابولولو هوهو

پیرزن: اگه گوش نمی دین من برم.

یكنفر داد می زنه: جون من نرو دلخور می شم.

جمعیت: جون من نرو دلخور می شم هوهو. جون من نرو دلخور می شم.

پیرزن: مردم در شهر مدینه پیامبر(ص)

چند نفر صلوات می فرستند.

پیرزن سكوت می كند، نگاهی به جمعیت می اندازد، حالا تصمیم گرفته 50 سال جوان‌تر شود. لبخند می زند.

پیرزن: اصلاً چشماتونو ببندید می خوام ببرمتون به 1400 سال پیش.

جمعیت جیغ می كشد و دست می زند.

مسئول بلندگو: بچه ها اذیت نكنین، چشماتونو ببندید، انگار سوار ماشین زمان شدید. بریم هوهو.

عده ای چشم هایشان را می بندند و عده ای دست جلوی چشماهایشان می گیرند، در حالی كه از لای انگشتانشان نگاه می كنند، به یكدیگر لبخند می زنند. چند پسر دست جلوی چشمان دختران می گذارند و برعكس چند دختر با شوخی دست جلوی چشم پسران را می گیرند. پیرزن خود نیز چشمش را می بندد. دوربین به او نزدیك می شود و به زمان گذشته می رود.

روز- خارجی- 1400 سال پیش

شهر مدینه پیامبر(ص) در التهاب. مردم عصبانی و سردرگم، در كوچه ها پر از سرباز و درب خانه خلیفه دوم شلوغ و اصحاب پیامبر(ص) و مجاهدان مسلمان كه هركدام در جنگی برای مجد و عظمت اسلام جنگید ه اند، نگران سرنوشت حكومت اسلامی كه با خون جگر رسول گرامی(ص) و یاران صدیقش به بار نشسته و اینك در جهان گسترش یافته. افرادی در بیرون از خانه خلیفه نگران سرنوشت حكومت اسلامی هستند. در میان آن ها عده ای منافق به دنبال نزاع داخلی هستند.

داخلی- خانه خلیفه- همزمان

خلیفه مسلمانان در بستر مرگ است، از زخمی كه یك غلام آزاد شده ایرانی به نام فیروز یا ابولولو بر او وارد نموده، عده ای دیده گریان و عده ای گوش به فرمان. طبیبان از زنده ماندن خلیفه قطع امید كرده اند. خلیفه به سختی اما قاطع عده ای را كه اصحاب رسول خدا هستند، می خواند و از آن ها می خواهد شور كنند و برای مسلمین خلیفه ای بگمارند و سپس تعدادی سرباز را مأمور می كند كه گرد این شورا نگهبانی دهند و تا این افراد خلیفه مسلمین را تعیین نكرده اند، اجازه ندهند از محل شورا خارج شوند.

خلیفه از هوش می رود. افراد به اطاق شورا می روند.

روز- داخلی- اطاق شورا

علی ابن ابی‌طالب(ع)، هم او كه رسول خدا (ص) برادر خود خواندش و برای ورود به علم عمل نبوی، او را درب آن شهر خواند، علی(ع) كه در هیچ جنگی پشت به دشمن نكرده، او پسر عم رسول خدا(ص) و همسر دختر او و پدر حسن(ع) و حسین(ع) كه پیامبر آن ها را فرزندان خود خوانده است، در گوشه ای می نشیند. شاید تكیه به دیوار می دهد و در سكوتی كه غوغایی از آن برمی خیزد، به اعضای دیگر شورا می نگرد. یكی از سرداران اسلام سعدبن ابی وقاص (كه آقازاده اش در كربلا به جنگ با حسین(ع) پسر رسول خدا رفت و او را شهید کرد)، عثمان ابن عفان دوست و یار خلیفه اول و دوم، طلحه از دلاوران خط مقدم جبهه اسلام و زبیر كه شمشیرش بارها لبخند را بر لب مبارك پیامبر(ص) نشانده بود و از سرداران مبارزات اسلام در زمان پیامبر(ص) است و عبداالرحمن بن عوف داماد عثمان و پسرعموی سعدبن ابی وقاص حضور دارند. هركدام سخنی می گویند از قول پیامبر(ص) و خلیفه دوم حدیثی نقل می كنند...

عرق بر پیشانی بعضی از اعضاء نشسته و پیشنهادی می دهند. علی(ع) خلیفه شود اما به شرطی و... بالاخره از علی می خواهند كه به پیشنهاد آن ها توجهی ویژه كند و در یك مصلحت جویی سخنی بگوید و شرطی را قبول كند تا سومین خلیفه مسلمین شود.

زبیر خود را به علی(ع) نزدیك می كند و نجواگونه از او می خواهد كه شرط را قبول كند و بر فرض كه شرط را قبول ندارد، پس از خلیفه شدن به آن عمل نكند. در آن زمان احدی یارای آن را ندارد كه از او بازخواست نماید. دوربین روی صورت افراد شورا در حالی كه همگی سكوت كرده اند، پن می كند و از همه نمای درشت را ثبت می نماید و سپس نمای چهره علی(ع)، لحظه ای كه گویی حركت دوربین را دنبال می كند، دیده می شود. آنگاه علی(ع) لب می گشاید و در نمای بسیار درشت به درشتی همه تاریخ كه در هیچ لنزی نمی گنجد، می فرماید.

علی(ع): نه؛ من سخنی كه به آن عقیده ندارم، نمی گویم و به چیزی كه عمل نمی كنم، متعهد نمی شوم و با كسانی كه قبول ندارم، هرگز كار نمی كنم.

تصویر فید اوت می شود

صدای پیرزن روی تصاویر سریع و غیرشفاف از مردم مدینه شنیده می شود. خلیفه دوم از دنیا می رود. شورا در یك اكثریت قابل قبول برای دمكراسی امروز، عثمان را خلیفه مسلمین قرار می دهد. چند سال بعد مردم شورش می كنند.

روز- درب دارالحكومه عثمان- زمان گذشته

مردم شورش كرده اند. همه جا شلوغ است. برق شمشیرها تهدیدی است برای انشقاق جامعه اسلامی. خلیفه سوم هم كشته شده و مردم درب خانه علی(ع) تجمع كرده اند و از او می خواهند براساس كفایتی كه دارد و رسالتی كه بر دوش اوست، رهبری مسلمین را به دست بگیرد. علی(ع) به دلیل آن كه می داند درخواست كنندگان مرد عمل نیستند و او را تنها می گذارند، قبول نمی كند اما نهایتاً این درخواست آن‌قدر سنگین می شود كه تحلیل اوضاع و نیت قلبی مردم كه آشكار نیست نیز نمی تواند مانع قبول خلافت توسط علی كه امام بالقوه است، شود لذا تكلیف الهی را احساس كرده و حكومت را به دست می گیرد.

روز- خانه گلین و ساده علی(ع)، دارالحكومة جدید

چند نفر از اهالی تشخیص مصلحت حكومت، گرد علی(ع) جمع هستند، از روی دوستی از او درخواست هایی دارند ما ابن عباس را می شناسیم و دیگران را در طول فیلم زیاد ندیده ایم.

ابن عباس: با معاویه كنار بیا. حكومتت كه محكم شد، عزلش كن. او صاحب سپاه و لشكر است. شنیده ام كه خلیفه دوم او را كسری و قیصر امت خوانده است.

علی (ع): نه؛ هرگز چون منی یك لحظه به حكومت معاویه بر مردم به امامت او بر مسلمانان راضی نمی شود.

دیگری چیزی می گوید اما ما صدای آن ها را نمی شنویم. صحنه چنان است كه از برخورد علی(ع) متوجه می شویم، اهل چنین مصلحت هایی كه اسلام را كج معرفی می كند، نیست. از نفی كردن او و حركاتش متوجه می شویم كه مخاطبان را راضی بیرون نمی فرستد. افراد از اطاق خارج می شوند و همزمان طلحه و زبیر می آیند. سخنانی می گویند كه زیاد مفهوم نیست اما معلوم است كه از سابقه خود در جبهه های جنگ و عنایاتی كه رسول خدا(ص) به آن ها فرموده و خاطراتی كه در جنگ با كفار و یهودیان عهد شكن با علی(ع) داشته اند، سخن می گویند. كم كم صدای آن ها وضوح پیدا می كند كه سهم خواهی آن ها باید ادامه یابد. صدای علی(ع) به وضوح شنیده می شود.

علی: نه، هرگز. مغایر اسلام محمد(ص) است. بدعت است.

طلحه و زبیر كه از مجاهدان جبهه های جنگ هستند، ناراحت از خانه علی(ع) بیرون می آیند. سپس چند نفر كه پیشانی آن ها پینه بسته (شاید از كثرت سجده) نزد علی (ع) می آیند و ناراحت بیرون می روند.

تصاویر جنگ و مذاكره در هم دیزالو و با موسیقی پرحجمی دیده می شود. جنگ با ناكثین و مارقین و قاسطین شروع می شود. در هر 3 جنگ افرادی حضور دارند و مقابل علی(ع) می جنگند كه گاهی كنار او بوده اند. اینها همگی اهل اسلام هستند و هیچ كدام ادعای كفر و بت پرستی ندارند. همه به یك قبله نماز می گذارند و بعضاً كسانی كه با پیامبر(ص) در جنگ با كفار مجاهدت كرده اند، حضور دارند. هر 3 گروه، قبل از جنگ دیالوگ های شبیه به هم را می گویند. این دیالوگ ها با صدای پیرزن شنیده می شود.

صدای پیرزن روی تصاویر جنگ مسلمانان با یكدیگر می آید. موزیك با ملودی ایرانی همراه صدای پیرزن شنیده می شود اما صدای پیرزن بر موزیك مسلط است.

پیرزن: در اسلام محمد(ص) و علی(ع)، پست و مسئولیت را به كفایت و لیاقت و تقوا می دهند نه مصلحت و قومیت و خویشاوندی. بیت المال را به عدالت تقسیم می كنند نه این كه كسی خود را جزء اصحاب پیامبر(ص) بداند یا در جنگ كنار آن بزرگوار بوده حالا باید فرزندانش ویژه خواری كنند، از زیرخاكی تا روی خاكی از معدن تا جنگل همه را متصرف شوند و اگر كسی قرار شد به جایی و پستی برسد، حتماً مورد قبول این ها باشد و بقیه امت و ملت زیر دست آن ها. به علی(ع) گفتند با این افراد بساز. كنار بیا. اینان آنچنان تبلیغات می كنند كه تو نزد مردم بی سیاست و بی علم و حتی بی دین معرفی شوی، اما علی (ع) قبول نكرد سازش كند و اسلام ناب را با جنگ با منحرف شدگان از دین تا ریختن خونش در محراب ادامه داد. یاران علی(ع) چون ابوذر، مالك اشتر، میثم تمار و حجربن عدی را شهید كردند تا اسلام ناب از اسلام ناكثین، مارقین و قاسطین تمیز داده نشود.

ایران- روز- زمان حال

پیرزن هنوز چشمانش را بسته و محكم و استوار سخن می گوید. صورتش قرمز شده با بغض سخن می گوید. لبانش خشك و صدا در گلویش خش خاصی پیدا كرده و با هیجان ادامه می دهد. جمعیت بی حوصله شده، همه چشمانشان را باز كرده اند، عده ای عصبی و كلافه شده اند و از مسئول بلندگو می خواهند كه میكروفون را از او بگیرد. اما پیرزن ادامه می دهد.

پیرزن: امروز رهبر ما چون علی(ع) است، نامش علی است. نباید ابوذر و مالك اشتر و میثم تمار پای كاخ سبز شیوخ مصلحت‌جو ذبح شوند. بچه های من بیایید با هم به ابوذر سید علی، محمود احمدی‌نژاد رای دهیم.

با آمدن نام احمدی‌نژاد، عده ای عصبی به طرف پیرزن هجوم می برند. عده ای فریاد می زنند خفه‌اش كن، بندازش پایین.

چند صدای متفاوت هم شنیده می شود: ول كن بابا، داغ دیده اس، پیره، ول كن، موزیك پخش كن. صداها در هم تنیده می شود اما آن عده كه عصبی شده اند، كنترل خود را از دست می دهند. گویی عقده ای دارند كه باید بر سر پیرزن خالی كنند. صورت های خشمگین آنها چنان است كه در نمای قبلی در جنگ های ناكثین و مارقین و قاسطین دیده ایم. آنقدر مصمم پیرزن را می زنند و او را از روی وانت پایین می كشند كه گویی قاتل همه اقوام آنها بوده است. نمای پاهایی كه به پهلوی زن می خورد و چهره پیرزن كه ناله می كند، هر لگد و هر آهی كه پیرزن می كشد، تصویری از ذهنش می گذرد. ما تصویری را می بینیم، گاهی شفاف و گاهی گنگ و نامشخص. اولین تصویر ذهنی او، گلوله خوردن فرزندش سید اسداله است كه در همین خیابان هنگام خروج از خانه ترور شد. تصویر اسلوموشن اما كوتاه دیده می شود.

تصویر بعدی، كتك خوردن زنی كه هم سن اوست. ابوسفیان و ابوجهل لگد می زنند و سمیه آه می كشد. تصویر بعدی از یك درب است كه به پهلوی زنی می خورد اما زن نگاهی به چهره ای می كند كه او را قبلاً در نقش علی(ع) دیده بودیم. او برای غریبی ولایت كبری علی(ع) ناله می كند نه از درد پهلو. این تصویر قطعه قطعه و به صورت عكس فیكس دیده می شود.

تصویر بعدی، ذهن زن پس از خوردن لگدی بر سرش دیده می شود. نمای صورت برافروخته زنی است كه صلابتش چون علی(ع) است. با چرخش چهره این زن به طرف سر حسین‌ابن علی(ع) كه در دست یك مسلمان است، اشك در دیدگانش می جوشد، به صورت سیا ه و سفید دیده می شود.

حالا پیرزن دیگر مقاومتی نمی كند، سبزپوش ها رهایش كرده اند، افتان و خیزان به طرف خانه اش می رود. چشمانش سوسو می زند، پس زمینه سر او یك اتومبیل پر از پوسترهای سبزرنگ است، دوربین به چشمانش نزدیك می شود. تصویر كاخ سبز معاویه است كه یزید بر ایوان آن ایستاده و به جان دادن رقیه كودك حسین‌ابن علی(ع) كه به اسارت درآورده و در خرابه ای كه كاخ سبز بر بلندای آن است می نگرد و دست به سبزی سنگ كاخش می كشد كه شبیه به پرچم رسول خدا و اولادش است.

پیرزن دیگر رمقی برایش نمانده، صدای موزیك پاپ كم شده، ناله های پژواك‌گونه تصاویری كه دیده ایم، كم كم بر موسیقی پاپ غلبه می كند. پیرزن به درب خانه اش رسیده و می خواهد درب را باز كند، تكیه به درب می دهد. دختران و پسران سبز پوش از او دور شده اند. جوانی كه بازوانش خالكوبی شده، پارچه ای سبز روی شانه های پیرزن می اندازد و او را تا سر سجاده اش همراهی می كند.

خارجی- روز- ادامه

دوربین از جمعیت جوانان سبزپوش دور می شود و تصویر آن ها كوچك و كوچك تر دیده می شود. اما حجم همه ایران در كادر قرار می گیرد. تصویر پیرزن در زمینه تصویر ایران دیده می شود. خورشید به لنز می تابد و طیفی از رنگ سبز و سفید و قرمز را بر پهنه تصویر و چهره پیرزن به وجود می آورد. دوربین با همان كرینی كه به زمین آمده بود، اوج می گیرد. جمعیت عظیمی در رنگین كمانی چون پرچم ایران دیده می شوند. صداهای جمعیت درهم تنیده می شود. همه صداها به وضوح یك صدا با لحن و ملودی صدای پیرزن به گوش می رسند.

صدا: سبز، سفید، سرخ، پرچم ایران حالا 25 میلیون. پلان روی پرچم به شكل برگ رأی دیده می شود كه نام محمود احمدی‌نژاد بر آن دیده می شود. كارگردان باید دستور ثبت هر 25 میلیون پلان را بدهد. حالا دوربین دقیقاً به نقطه ای رسیده كه در شروع فیلم از آن نقطه به طرف زمین آمده بود. ابرهای باران‌زا دوربین را احاطه می كنند. باران شدید می شود. قطره ای باران روی لنز می چكد. همه ایران باران می بارد. دوربین ثابت می ماند. كره زمین یك دور دیگر می چرخد. در همه تصاویر ثبت شده، هیچ نشانی از كاخ سبز معاویه نیست.

صدای پیرزن مجدداً روی تیتراژ پایانی شنیده می شود و همچنین صدای تصاویر ذهنی او كه در فیلم دیده ایم مثل چكاچك شمشیرهای حق و باطل، و غرش رزمندگان مجاهد، نفس نفس زدن رزمنده شیمیایی شده و سر به دیوار كوبیدن یك جانباز اعصاب و روان همراه با صدای كاغذ رأی كه به داخل صندوق انتخابات ریخته می شود و قطرات باران كه تبلیغات وسیع را با خود می برد، در هم دیزالو می شود. و تصویر روی جمله ملت خدا یارتان فیكس می شود.

پایان


نوشته شده توسط یه منتظر عاشق در یکشنبه 24 خرداد 1388 و ساعت 06:17 ب.ظ
رئیس جمهور محبوبم........خادمیت مبارک | دکتر احمدی نژاد ,

اذا جاء نصرالله و الفتح

و سلام حق بر آنکس که طریق هدایت را پیروی کرد...

خدایا! چه زیبا خدایی می کنی و چه دلنشین عطا می کنی...

 


نوشته شده توسط یه منتظر عاشق در شنبه 23 خرداد 1388 و ساعت 06:17 ب.ظ
مردی را بر صلیب می‌كنند، به جرم این كه 2 بار به روستای ما آمده است | دولت یار ,
شعر «قادر طراوت‌پور» در حمایت از احمدی‌نژاد
مردی را بر صلیب می‌كنند، به جرم این كه 2 بار به روستای ما آمده است

خبرگزاری فارس: قادر طراوت‌پور شاعر برگزیده كنگره بین‌المللی شعر فجر در حمایت از محمود احمدی‌نژاد شعری سروده است.


به گزارش خبرگزاری فارس، قادر طراوت‌پور شاعر برگزیده كنگره بین‌المللی شعر فجر، كنگره جهانی پیامبر اعظم، كنگره سراسری طریق جاوید و كنگره اشكواره حسینی كه تجربه شعرخوانی در حضور مقام مقام معظم رهبری را نیز دارد، شعر خود در حمایت از محمود احمدی‌نژاد را به خبرگزاری فارس، ارسال كرده است.
او در این شعر می‌گوید:
«اینجا انتخابات است
پایگاه مردم سالاری دینی
در وقاحتی بی‌كرانه
مردی را بر صلیب می‌كنند
به جرم این كه 2 بار به روستای ما آمده است
و با پیرمردان دست چروكیده روستایی دست داده است
و پیرزنان ایلیاتی برای او كل زده‌اند
اینجا انتخابات است
پایگاه بر دار رفتن مردی
كه پرچمی سه رنگ را بر درفش زمین مانده شهدا علم كرده است
اما اسكندران خودی
بر كاكل تخت جمشید انقلاب
آتش فتنه‌ای می‌اندازند
تا شعله زلف دختركان نابالغ
از زیر روسری‌های؟ انقلاب مخملین پریشان كنند
و من شاعر شوم
به دنبال قافیه‌ای برای «غیرت»
تمام فرهنگ لغت‌های خاورمیانه را بگردم
اینجا انتخابات است
پایگاه پول و پلو و پوستر
«مبل و اتومبیل و موبایل»
همه چیز راه «سبز» و «سیاه» دیدن
اینجا تلویزیون است:
بینندگان محترم!
به فیلم سینمایی من توجه فرمایید:
من دلسوز انقلابم
چیز الملتم
می‌خواهم فرودگاه امام را بین‌المللی كنم
امام چیزهایی به من گفته است
كه جز من هیچ چیز نمی‌فهمد
امام فقط یك روشنفكر بود
این را فقط من می‌دانم
همسرم شاهد است
«در كار گلاب و گل حكم ازلی این بود
و آن شاهد بازاری و این پرده نشین باشد»
بینندگان محترم:
ای سیدی
كه در جنوب لبنان نوای «انا ابن فاطمه (س)»
«كیست مرا یاری كند» سر می‌دهد
سید خودی نیست
منافع ملی را می‌گویم
چیز را می‌گویم
غزه خواهر خرمشهر نیست
مقصر اصلی احمدی‌نژاد است
اینجا انتخابات است
ما باید جهانی شویم
اهل تبانی شویم
حتی اگر گاومیش‌های جمهوری خواهان
خلیج فارس را درو كنند
باید نمایشگاه نقاشی برپا كنیم
و از گفتگوی تمدن‌ها حرف بزنیم
من معتقدم جانبازان شیمیایی را مرخص كنیم
بگذارید سفارت آلمان نفس عمیق بكشد
«بگذارید كه احساس هوایی بخورد»
جهان تشنه یك گورباچف دیگر است
ما باید جهانی شویم
هیات دولت چرا به سفرهای استانی می‌رود
دولت باید آدامس بجود
اساس سواری كند
جوك بگوید
تا مردم شاد شوند
دولت باید پسته بخورد
و شعور ترسیدن از آمریكا را داشته باشد
وزرا در وبلاگ‌هایشان قلیان بكشند
به اروپا سفر كنند
كاخ سبز داشته باشند
از پنجره كاخ‌هایشان به مناطق محروم توجه كنند
اینجا انتخابات است
پایگاه بر صلیب رفتن مردی
كه صورتش را بر قبر غریب شهدا می‌گذارد
و چهره‌اش در بندر عباس آفتاب سوز شده است
تا تنگه هرمز
قبول خانوادگی
شیخ زاده‌های بادكنكی نشود
و جزایر قشم و كیش
قوم و خودش
ریاض و قاهره نباشند
او می‌داند ناهار بچه‌های آقا سیب‌زمینی است
و گاهی شلوار بسیجی می‌پوشد
با هیچ رنگی نمی‌بازد
هیچ رنگی را به بازی نمی‌گیرد
نه سبز است و نه سپید است و نه قرمز
او سبز است و سپید است و قرمز است
او «یاوه یاوه یاوه» نمی‌بازد
«كاوه كاوه كاوه» از دختران این ملت پاسداری می‌كند
او از نسل كاوه آهنگر است
«من نمی‌دانم چرا همه می‌گویند اسب حیوان نجیبی است»
نژاد احمدی‌نژاد از چیست؟
او هم پیاله هیچ یك از شیوخ عرب نیست
با توله طلحه‌های انقلاب
و آن زبیر سیف السلام، شمشیر از رو می‌بندد
اما به هیچ كس فحش نمی‌دهد
هر وقت سرود «وطنم وطنم وطنم» را می‌شنود
بی‌اختیار اشك می‌ریزد
و در شام غریبان غزه
خار از پای كودكان در می‌آورد
و یتیمان شهدا را در آغوش می‌گیرد
دلش می‌خواهد
از علقمه فرات
برای همه سال‌های قانا
مشك آبی ببرد
بی‌آن كه به گندم ری لب بزند
من از میان غوغای این رنگ بازان و كبوتر بازان و سیاست بازان
صدای هق‌هق رقیه‌ای را می‌شنوم
كه 14 قرن است در غبار غربت
به دنبال دستان بریده عمویش
از نیل تا فرات گریه می‌كند
و كسی نیست كه مرهمی بر پهلوی شكسته‌اش باشد
ناله زینبی را می‌شنوم
كه در خرابه هولوكاست
بازوانش آماج چكمه‌ای آریل شارن است
اما آقای دلسوز الانقلاب
در دانشگاه تهران
از روشنفكری امام حرف می‌زند
اینجا انتخابات است
پایگاه بر دار كردن مردی
كه چهره‌اش تكیده است
سیه چرده است و هیچ‌گاه از پله‌كان كاخ الیزه با تمسخر بالا نرفته است
و در گودال یادمان شهدای شلمچه نماز زیارت می‌خواند
پیشانی بر تربت شهیدان می‌گذارد
و خون شهدا را كهنه نمی‌داند
و از تهمت خرافه پرستی نمی‌هراسد
من او را در نهج‌البلاغه پیدا كردم
به خاطر غربت مولا
جواب فحش‌ها را نمی‌دهد
جوشن صغیر می‌خواند
او سر به زیر است
او سر بلند است


نوشته شده توسط یه منتظر عاشق در شنبه 16 خرداد 1388 و ساعت 01:47 ب.ظ
سعید حجاریان و کارشکنی های او | انتخاب دهم ,
پروژه آمریکایی رنگی سازی انتخابات
یکشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۱۶

دفتر پژوهش و بررسیهای خبری-عبدالرضا داوری:نمادهای رنگینیکی از ابزارهای ایجاد انسجام هواداران یک فرد یا جریان سیاسی هستند که برای نخستین بار و درسطحی گسترده در پروژه آمریکایی بنیاد سوروس،برای براندازی متحدان روسیه به کار بسته شدندکه دراینجا به معرفی این پروژه آمریکایی میپردازیم از نوامبر ‪ ۲۰۰۳‬میلادی به بعد در برخی از جمهوری های شوروی سابق مانند گرجستان (‪ ،(۲۰۰۳‬اکراین (‪ (۲۰۰۴‬و قرقیزستان (‪ (۲۰۰۵‬تحولات سیاسی عمده ای به وقوع پیوسته که در ادبیات سیاسی دنیا از آنها به عنوان انقلاب های رنگی یاد می کنند. وجه تسمیه انقلاب های رنگی ناشی از گزینش گلهایی بود که رهبران معترض و هواداران آنها در خیابان های پایتخت و دیگر شهرها در دست گرفته و به مثابه سنبل های نارضایتی از وضع موجود و تلاش برای ایجاد دگرگونی و تحول حمل می کردند. بر این اساس در گرجستان از گل رز یا همان گل سرخ استفاده کرده و بعد از پیروزی به انقلاب مخملین لقب یافت. در اکراین هم رنگ گل ها و نمادهایی که حمل می شد، نارنجی بود و تحولات اکراین به رهبری یوشچنکو به انقلاب نارنجی موسوم گردید. گرچه اکراینی ها خود مایل بودند که اسم انقلابشان را انقلاب شاه بلوطی بگذارند، زیرا درختان خیابان های کی یف از نوع شاه بلوط است و برگ های آنان به نوعی نماد ملی کشور محسوب می شود. تحول در قرقیزستان نیز نام گل لاله به خود گرفت. گل لاله به مناسبت همزمانی تحولات با فصل بهار به عنوان نماد اعتراض برگزیده شد.
در ادبیات سیاسی جهان، تحولات نرم سه کشور قرقیزستان، گرجستان و اکراین را که با نماد رنگ همراه شد انقلاب های رنگی می خوانند که در اینجا به وجوه مشترک در این ‪ ۳‬انقلاب رنگی می پردازیم:
‪-۱‬در هر سه کشور، آمریکا و غرب حامی معنوی، تبلیغاتی و پشتیبانی کننده انقلاب های رنگی بود و حتی خشم روسیه مانع از این حمایت ها نگردید. بر این اساس در هر سه انقلاب، آمریکایی ها فعال و روس ها ناکام و منفعل بودند.
در واقع از منظر تظاهرکنندگان ، آمریکا حامی و دوست آنها و امپریالیزم تاریخی روسیه، دشمن اصلی کشور تلقی می شد.
پس از تحولات در گرجستان و اوکراین ، رسانه های آمریکایی و برخی مقامات این کشور اعتراف کردند که حمایت های مالی ومعنوی از مخالفان نموده اند.
مصاحبه -استفن یانگ سفیر وقت آمریکا در قرقیزستان و همچنین واکنش رایس وزیرخارجه وقت آمریکا به تحولات این کشور نشان دهنده نقش سفارت آمریکا در اجرای سناریوی آمریکایی انقلابهای رنگین می باشد. به عنوان نمونه می توان به نقش حمایتی اشخاصی مثل -جورج سورس میلیاردر یهودی آمریکایی اشاره کرد که درزمینه انقلابهای مخملین درمنطقه فعالیت های گسترده ای انجام داده است. وی ‪ ۲۰‬میلیون دلار جهت کمک به اپوزیسیون و گروههای حامل دمکراسی در پنج کشور آسیای مرکزی در نظر گرفته است. نقش حمایتی آمریکا به لحاظ کمک های مالی ، سیاسی و تبلیغاتی وحتی سازماندهی و کارگردانی عملیاتی در انقلابهای مخملی به قدری زیاد است که در مواردی اصطلاح کودتای مخملی به واقعیت نزدیکتر است تا انقلاب مخملی .
رسانه های بیگانه و تبلیغات اغواگرانه آنها یکی دیگر از عوامل مهم ایجاد کننده انقلابهای رنگین است. این رسانه ها با حمایت از جنبش های دموکراسی خواهانه و اصلاح طلبانه که در لفافه هزاران ترفند وحیله تبلیغاتی - روانی انجام می شود، به راحتی زمینه های شکل گیری انقلابهایی از این دست را فراهم می کنند. کمک وحمایت مالی آمریکا از راه اندازی شبکه های ماهواره ای و تلویزیونی محلی در کشورهای مشترک المنافع و فعالیت های رسانه ای اپوزیسیون حکومتهای ناآرام از نظر آمریکا، درهمین راستا قابل تحلیل است.
‪-۲‬هر سه انقلاب واجد وصف مسالمت جویانه بود. به این معنا که حاکمان این کشورها از نیروی نظامی و انتظامی برای متوقف کردن اعتراضات و تظاهرات مردمی استفاده نکردند. از طرفی نیز مقرر شده بود که برای تحول در ارکان حاکمیت، توده های مردم حرکت مستقل و کنترل نشده ای را از خود بروز ندهند و نارضایتی خود را با مشی مسالمت آمیز، توام با آرامش و تحت فرمان رهبری اپوزیسیون به نمایش بگذارند. این امر بدان خاطر بود که در جریان تغییر نظام سیاسی، ابتکار عمل در دست رهبران باقی بماند. از این رو بعید نیست که سخنان دوبالوف تحلیل گر روسی مبنی بر اینکه انقلاب های مخملی در کریدورهای قدرت صورت گرفته، ناظر بر همین معنا باشد.
‪-۳‬رهبران اصلی انقلاب های رنگی در هر سه کشور، پیش از تحول دارای سمت های مهمی چون صدارت یا وزارت یا نمایندگی پارلمان بوده اند. در واقع میخائیل ساکاشویلی در گرجستان، یوشچنکو در اکراین و باقی اف رئیس پارلمان قرقیزستان در درون حاکمیت، ژست اپوزیسیون گرفته و ادای مخالف در آوردند.
بر این اساس رهبران جناح پیروز بخشی از حاکمیت بودند و این موضوع یکی از دلایلی است که غلظت انقلاب را در سه جمهوری شوروی سابق کمرنگ و کم فروغ می نماید.
‪-۴‬در هر سه کشور، انتخابات، محمل مشترک انقلابات رنگی بود. از یک طرف رهبران اپوزیسیون با همراهی مردم خواهان برگزاری انتخابات سراسری و آزاد به عنوان پیش شرط تحول بودند و از طرف دیگر بعد از برگزاری انتخابات، دولت حاکم و مجری انتخابات، متهم به تقلب در آرای مردم گردید. این وضعیت منشا اصلی چالش میان حکومت، مخالفین و مردم شد به گونه ای که در اکراین به فاصله کمی دوبار انتخابات برگزار گردید. در واقع انتخابات نمادی تحریک کننده و بسترساز برای بهره گیری از اعتراضات گسترده مردمی در جهت ایجاد تحول بود. بدیهی است هر اندازه که مبارزات گسترده، سازمان یافته، جهت دار و به ویژه از حمایت خارجی نیز برخوردار باشد، سرعت تحول نیز فزونی می گیرد.
‪-۵‬در هر سه انقلاب، بهره گیری از قومیت ها، نیروهای هوادار غرب ،حمایت گسترده مالی و تبلیغاتی بنیادهای غیر دولتی آمریکایی-اسرائیلی نظیر بنیاد سوروس، وسایل ارتباط جمعی و فعالیت قابل توجه‪ NGO‬ها، کاملا مشهود و از وجوه مشترک انقلاب های رنگی بودند.
یکی از عوامل عمده داخلی انقلابهای مخملی که بعد از پایان جنگ سرد اتفاق افتاده اند، ازلحاظ سیاسی روی کار آمدن حکومت هایی با گرایش لیبرالی یا نئولیبرالی طرفدار آمریکا یا مستعد نزدیکی به آن است تا حاکمانی را که به هر دلیل مانع سلطه سرمایه داری غربی و قرارگرفتن در مدار آمریکا می شوند ، کنار بگذارند.
از سوی دیگر سازمانهای غیردولتی یا ‪NGO‬ها نیز که از نظارتهای عمومی بیرون هستند ، مکانهای بسیار مناسبی برای سرمایه گذاری و جذب و هدایت افکارعمومی برای بسترسازی این انقلابها می باشند. به طور مثال در قرقیزستان حدود ‪ ۵۰‬سازمان غیردولتی فعالیت داشتند.
فراموش نکنیم که بنیاد سوروس پیش از این هم طرح انقلاب مخملی در ایران را با تعدادی از روشنفکران مخملی و محوریت هاله اسفندیاری* دنبال می کرد که البته پس از اقدامات موثر نیروهای امنیتی کشور این توطئه به شکست انجامید در پایان این یادداشت دیدگاههای اخیر سعید حجاریان در استقبال از وقوع انقلابهای مخملین به عنوان تحولاتی که با خود دمکراسی را به ارمغان می آورند مرور می کنیم.
اسفندماه گذشته سعید حجاریان،عضو ارشد حزب مشارکت با انتشار مقاله ای در ارگان این حزب از وقوع انقلاب های مخملین و رنگی در کشورهای اقمار شوروی سابق تمجید کرد و نوشت:انقلابهای مخملین موجی از دمکراسی را برای کشورهای اقمار شوروی سابق به ارمغان آوردند.
سعید حجاریان در این مقاله انقلابهای مخملین و نرم را از انقلابهای کلاسیک بهتر دانست و نوشت:تفاوت انقلابهای نرم یا مخملین باانقلابهای کلاسیک آن است که در انقلاب کلاسیک ، بعد از پیروزی معمولا یک دوره ترور و وحشت به وجود می آید و فراکسیونها به جان هم می افتند و کشتارهای وسیعی صورت می گیرد و اصطلاحا انقلاب فرزندان خود را می خورد.
وی در ادامه افزود:اما در انقلابهای نرم این فراکسیونها می توانند به گونه ای دمکراتیک با یکدیگر عامل داشته باشند و چرخه قدرت بدون خون ریزی میان آنها انجام گیرد.
حجاریان تاکید کرد: در انقلاب نرم و مخملین ، انقلابیون به اصول عام مانند اعلامیه حقوق بشر و میثاق شهروندی باور دارند.
عضو ارشد حزب مشارکت افزود: این انقلابها موجی از دمکراسی را برای کشورهای اقمار شوروی سابق و نیز جمهوری های این کشورها به ارمغان آوردند که اصطلاحا از آن با عنوان موج سوم گذار به دمکراسی یاد می شود.
حجاریان تاکید کرد: آنچه در انقلابهای نرم اتفاق می افتد ، جنگ میان مردمی است که به حاشیه رانده شده اند و طبقه ای که در متن تصمیم گیریها و تمکنات قرار دارند.
عضو ارشد حزب مشارکت بر ضرورت حمایت قدرت های خارجی به منظور کاهش هزینه های انقلاب مخملین تاکید کرد و اظهار داشت: امروزه با گسترش پدیده جهانی شدن و فروریختن دیوار امواج تلویزیونی و رسانه ای از انقلاب رنگی از راه دور صحبت می شود. یعنی قدرتهای بزرگ ، نهادهای بین المللی و کمیسیونهای حقوق بشر می توانند از طریق اینترنت و تلویزیون به بسیج توده ای بپردازند و رهبران رژیم ها را در میان مردم بی اعتبار سازند .به این ترتیب شکاف بین دولت و ملت عمیق تر می شود و زایمان انقلابی سریعتر و کم هزینه تر اتفاق می افتد.
__________________________________________________________
*مروری بر کارنامه فعالیت -هاله اسفندیاری و همسرش بیانگر فعالیت آنها برای سازمان جاسوسی اسرائیل است.
-هاله اسفندیاری همسر -شائول بخاش سردبیر روزنامه کیهان انگلیسی در دهه چهل و پنجاه است. بخاش از صهیونیست های یهودی ایران است در جلد هفدهم - اسناد لانه جاسوسی با عنوان -رابطین خوب آمریکا بخاش از معدود روزنامه نگاران خوب در ایران برای آمریکایی ها معرفی شده و به عوامل سفارت توصیه شده هنگامی که وی از لندن بازگشت -شما باید او را پیداکنید و با وی و همسرش ]هاله اسفندیاری[ آشنا شوید.
پس از این توصیه امنیتی سازمان سیا به سفارت آمریکا در ایران، پیوندهای اطلاعاتی این خانواده صهیونیست با آمریکایی ها گسترده می شود تا جایی که از مهرماه ‪۱۳۵۴‬شائول بخاش برای یک رشته ماموریت ها و آموزش های پنهان به ایالات متحده اعزام می گردد، این در حالی است که براساس اسناد موجود در کارگزینی -موسسه کیهان، تا سال ‪۱۳۵۲‬که -شائول بخاش در آمریکا بوده است کلیه حقوق و مزایای وی در هفت سال غیبتش به خواهرش -اولین پرداخت شده است.
-هاله اسفندیاری که پس از ازدواج با بخاش از دین اسلام خارج و به مذهب یهود می پیوندد، دارای دکترای روزنامه نگاری از اتریش بوده است.

نوشته شده توسط یه منتظر عاشق در شنبه 16 خرداد 1388 و ساعت 01:35 ب.ظ
پای خود را در محدوده ممنوعه ای دراز كردم كه به عده‌ای خاص تعلق داشت | دکتر احمدی نژاد ,

پای خود را در محدوده ممنوعه ای دراز كردم كه به عده‌ای خاص تعلق داشت

رئیس جمهور گفت: مردم ایران به یاد دارند كه چهار سال قبل در چنین نشستی اعلام كردم كه ظاهرا وارد محدوده ممنوعه شدم و این مكان به عده‌ای خاص، متعلق است كه من خارج از حلقه آنان هستم و ظاهرا بیش از حد مردم كه بنده نیز جزو آن بودم پای خود را دراز كرده ام.

به گزارش گروه سیاسی «شبکه خبر دانشجو»، دکتر محمود احمدی نژاد جمعه شب در ادامه برنامه‌های انتخاباتی خود در برنامه گفت و گوی ویژه خبری از شبكه دوم سیما با بیان این مطلب گفت: در فاصله یك هفته‌ای میان دو مرحله انتخابات، سنگین‌ترین حمله ها، تهمت‌ها و توهین ها به من كه یك معلم ساده و برای خدمت آمده بودم، وارد شد.

نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ادامه داد: سوالی جدی دارم و اینكه مگر ما پیرو آن امامی نیستیم كه وقتی ناظر بر بازار اهواز دچار انحراف مالی شد، به حاكم اهواز نامه نوشت كه به محض دریافت این نامه این فرد را باید بركنار، آبرویش را بریزی و مبادا در مجازات او غفلت كنی كه نزد خدا خوار می‌شوی و اگر این كار را نكنی به زشت‌ترین شكل تو را بركنار می‌كنم.

علت چیست؟ به خاطر اینكه بیت المال، اموال عمومی، آبرو، عزت عمومی و حیثیت یك ملت، مهمترین سرمایه یك ملت است و نزد خدا بسیار مهم و ارزشمند است.

نظام جمهوری اسلامی، نظامی الهی است از متن فطرت مردم برآمده به دنبال ارزش‌های الهی و انسانی كه عدالت، مهرورزی، پاكی و مردم گرایی جزو ذات این نظام است.

همه این نظام برای مردم و در خدمت و همراه آنها و برای عزت و كرامت آنان است. جایگاه مردم در این نظام برجسته‌ترین جایگاه است. امام خمینی(ره) می فرمود مردم ولی نعمت ما هستند یعنی همه چیز مردم هستند. سرمایه‌گذاری اصلی را مردم كرده اند، این همه شهید را مردم داده‌اند و مقاومت را مردم داشته اند.

نظام برپا شد و خدمات زیادی هم انجام شد اما معلوم شد كه ظرفیت‌های ملت خیلی بیشتر از این حرف ها است یعنی توانمندی‌های ملت ایران فوق چیزی بود كه محقق شد.

ملتی كه تمدن ساز است و باید در دنیا حرف اول را در همه عرصه بزند دچار مشكلات عدیده شده بود. یادمان هست كه در چه فضایی زندگی می‌كردیم ضعف مدیریت باعث فاصله گرفتن از ارزش ها و جایگاه واقعی ملت ایران شد به خاطر این ضعف، یك اخلاق اشرافی گری در سیستم مدیریتی ما شكل گرفت و عده‌ای پیدا شدند كه آرام آرام خودشان را برتر از مردم دانستند.

ارتباط هایی میان خودشان برقرار شد، رفته رفته خود را مالك كشور و مردم دانستند و برای خودشان حقوقی بیش از حق مردم و جایگاهی بالاتر از مردم قائل شدند. كمی جلوتر خود را معادل كل نظام تلقی كردند و می‌خواستند كه قدرت به طور انحصار در اختیار خودشان، دوستانشان و احزابشان باشد.

كسانی كه با آنها همراهی می‌كنند و این سیستم اشرافی گری را به رسمیت می شناسند آنها بدتر از این نظام، اموال عمومی، منافع ملت را برای خانواده خودشان و نزدیكان حق طبیعی می‌دانستند و افرادی از خانواده و نزدیكان خود را در هر وزارتخانه قرار می‌دادند به عنوان ناظر كه در بسیاری از وزارتخانه ها، وزیر شخص دوم بود و آن نماینده و فردی كه حتی به عنوان معاون بود، حرف اول را می‌زد.

وزارتخانه‌های متعددی كه یكی از آنها وزارت نفت بود كه افرادی از خانواده همین حلقه در آن حضور داشتند و در تمامی سیستم نفت حكمرانی می‌كردند.

در گلوگاه‌های مختلف مستقر شدند و سهم خودشان را بر سهم ملت ترجیح دادند و اگر كاری می‌خواست در كشور رخ دهد، باید حتما از مسیر آنها عبور می‌كرد و در واقع آنها برای دیگران حقی قائل نبودند.

این افراد آرام آرام به یك طبقه ممتاز در كشور تبدیل شدند و یك حلقه بسته مدیریتی شكل گرفت كه تنها آدمها جابجا می‌شدند و اساس كار مانند هم بود.

یك عده خاصی را به بازی می‌گرفتند و این حلقه دارای منافع مشترك بود. در چنین شرایطی ما وارد این محدوده ممنوعه شدیم كه در یك جو بسیار سنگین بدترین تهمت‌ها را به من زدند. جرم من چه بود؟ اینكه من خارج از این حلقه بودم و اعتقادی به ضوابط حاكم بر این حلقه نداشتم. به همین خاطر سنگین ترین تخریب‌ها اتفاق افتاد.

بعد از انتخابات، تخریب‌ها متوقف نشد و در طول چهار سال با استفاده از قدرت مالی به دست آمده در آن دوران و رسانه‌های متعدد داخلی همراه با رسانه‌های خارجی ادامه پیدا كرد.

همین الان هم اگر دو رسانه تصویری مهم دو استعمارگر را ببینید، 80 درصد برنامه‌های فارسی آنها علیه بنده است، آنها برای خود و خانواده حریمی درست كرده بودند كه هیچیك از آحاد ملت، حتی قوه قضاییه و ناظران كشور حق ورود نداشتند و كسی حق سوال از آنها را نداشت.

اما ملت در انتخاب نهم این حلقه را شكست و نه بزرگی به آن سیستم مدیریتی گذشته گفتند.

احمدی نژاد ادامه داد: در این چهار سال هر جا كه ما رفتیم ظاهرا جزو حریم آنها بود. هر جایی را خواستیم اصلاح كنیم، فریاد می‌زدند. آنها از هر وسیله‌ای برای شكست دولت استفاده كردند و واقعا كاری كه دراین چهارسال شد كه برخی را شرح می‌دهم اما به عنوان خادم ملت عهدی بسته بودیم كه كشور را بسازیم و در عرصه‌های گوناگون پیش برویم.

بنابراین باید سكوت می‌كردیم و تحمل می‌كردیم تا امور كشور پیش برود و آرام آرام این دست‌ها از عرصه‌های گوناگون قطع شود.

همه تلاش ما این بود كه فشارها به مردم منتقل نشود. این مشی دولت طی چهار سال موفق بود و خدمات گسترده‌ای در كشور انجام شده كه من به برخی از آنها اشاره خواهم كرد اما آنها همچنان نگران بودند كه این حلقه بسته منهدم شود و راه برای حضور نیروهای مردمی و انقلاب، گروه‌های مستقل خادم مردم در عرصه‌های گوناگون باز شود.

آنها همواره به دنبال مجازات كردن ملت بودند و می‌گفتند كه شما منحرف شدید، اشتباه كردید و در پی آن بودند كه كاری كنند ملت پشیمان شود و هر كار ممكنی در این راستا انجام دادند.

ماجرای مسكن یك ماجرای عادی نبود. هم در فضای رسانه ای، تورم را دامن می زدند و هم در بازار مسكن دائما به طور كاذب نرخ‌ها را بالا می‌بردند و با تبلیغات هم، دولت را خطاب قرار می‌دادند.

چقدر در طول این چهار سال اتهامات واهی به دولت زدند، توهین كردند كه دولت كارشناسی بلد نیست، روشهای دولت اشتباه است، اخبار جعلی، دروغ‌های بزرگ اما پاسخ ندادیم.

خیلی روشن بود ما كه نمی‌خواستیم روش آنها را ادامه بدهیم، چون تئوری‌های ما با آنها متفاوت بود. آنها برای اكثریت مردم اهمیتی قائل نبودند و می گفتند اینها كه محروم و ضعیف هستند باید از بین بروند.

صریحا كسی كه مسئول در تهران بود می‌گفت ما برای كسانی كار می‌كنیم كه توانایی مالی برای زندگی كردن دارند بقیه باید بروند و در برنامه‌های توسعه می‌گفتند قشرهایی كه ناتوان هستند و نمی‌توانند خود را بالا بكشند باید از بین بروند.

بسیاری از برنامه ریزی‌ها در همین جهت بود، بسیاری از روستاها ویران شد، مهاجرت‌های گسترده انجام شد و فاصله طبقاتی گسترش پیدا كرد و مشكلات فراوانی برای كشور ایجاد شد اما بر خلاف فشارهایی كه آنها وارد كردند و تصور آنها در این چهار سال نه تنها دولت شكست نخورد بلكه به لطف خدا و عنایت امام عصر(عج) و حمایت‌های مردم دستاوردهای چشمگیری به دست آمد.

ما در جبهه‌های گوناگون دارای دستاوردهای بزرگی هستیم كه برخی اصرار دارند آنها را با دروغ‌های بزرگ بپوشانند. هر عرصه‌ای را كه ما انتخاب كنیم وضع ما در این چهار سال بهتر از چهارسال‌های مشابه است. همین عدد تورم را كه پافشاری می‌كنند در حال حاضر 15 درصد است و می‌گویند 25درصد، متوسط تورم چهارساله ما از چهارساله اول همه دولت‌ها بالاتر است.

دولت اول 22 درصد، دولت دوم 23 تا 24درصد، دولت سوم 17.5 درصد، اما در دولت نهم 16.5 درصد است و الان هم با تدابیری كه دولت به كار برده است شاهد هستیم كه عدد تورم در حال پایین آمدن است ضمن اینكه رشد اقتصادی ما در جای خود قرار دارد.

در عرصه كاهش نرخ بیكاری، علی رغم سنگین‌ترین فشارهایی كه بر ما بود این نرخ در حال پایین آمدن است در حالی كه در تمام دنیا این نرخ در حال بالا رفتن است.

در آمریكا از 5.6 درصد به 9.5 درصد رسیده است و در تمامی منطقه نیز رو به افزایش است.

نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اضافه كرد: در بحث كم كردن فاصله طبقاتی دولت سهام عدالت توزیع كرد، بازنشسته‌ها و كارمندانی كه درآمد كمتر داشتند بیشتر به آنها داد، طرح‌های زودبازده را از دورترین نقاط كشور شروع كرد و سعی كرد ثروت را در مردم توزیع كند تا فاصله‌ها كم شود.

عده‌ای عنوان كردند كه دولت، بانك‌ها را حیاط خلوت خود كرده است. طی 24 سال قبل، همه بانكا بدون كنترل از بانك مركزی برداشت می‌كردند وقتی به این دولت رسید 11هزار میلیارد تومان پول از بانك مركزی برداشته بودند و دولت بدهكار بود.

احمدی نژاد تصریح كرد: در سال 60 تا 64 مبلغ 320 میلیارد تومان از بانك مركزی برداشت شد. ما همان رقم 320 را حساب كردیم در حالی كه 320 میلیارد تومان در آن زمان مردم می‌دانند خانه‌ای كه در آن زمان 250 تا 300 هزار تومان بود در حال حاضر 100 میلیون تومان است. در سال 60 تا 70 ، 63 میلیارد درآمد نفتی داشته‌ایم كه در این دولت 211 میلیارد دلار بوده است اما دلار سال 60 با دلار سال 88 متفاوت است همانطور كه ریال كاهش پیدا كرده دلار هم در جهان كاهش یافته است.

ارزیابی مراكز اقتصادی جهان كاهش ارزش دلار را بین سه تا 10 برابر اندازه گیری كرده اند. اگر ما عدد سه را ملاك قرار دهیم یعنی سه ضربدر 70 میلیارد دلار می‌شود 210 میلیارد دلار معادل امروز در سال 60 تا 63 درآمد ارزی از نفت بوده است. 320 میلیارد تومان هم از بانك مركزی برداشته شده است كه اگر دلار را هفت تومان در نظر بگیریم تبدیل كنیم، 40 تا 50 میلیارد دلار می شود در عدد سه ضرب كنیم ببینید چه خبر می‌شود.

ما حالا در دلار 60 تومان ضرب می‌كنیم كه حدود 26 میلیارد دلار هم به قیمت امروز در این محل خواهیم داشت یعنی 236 میلیارد دلار درآمد ارزی سال های 60 تا  63 بوده است كه در این دولت 211 میلیارد دلار بوده است و مقایسه كنید چه اتفاقی در این چهار سال رخ داده است.

رییس جمهوری با بیان اینكه 14درصد درآمد دولت هزینه جنگ بوده است، افزود : بعضی‌ها همه كارها را با جنگ نپوشانند. در طول چهارسال یك ریال حقوق كاركنان هم اضافه نشده با اینكه 22 درصد تورم داشته‌ایم یعنی هزینه‌های داخلی دولت افزایش پیدا نكرده است، سرمایه‌گذاری تقریبا صفر، سرمایه گذاری صنعتی تقریبا صفر اما در این دولت چه اتفاقی افتاده است.

مقایسه چهارسال قبل با چهار سال اخیرنشان می‌دهدكه در دوره قبل، 11 هزار میلیارد تومان سرمایه‌گذاری صنعتی و در این چهارسال 50 هزار میلیارد تومان سرمایه‌گذاری صنعتی شده است. 75 میلیارد دلار تنها كار عمرانی كرده ایم و 20میلیارد دلار به بخش خصوصی برای سرمایه‌گذاری داده ایم. 


نوشته شده توسط یه منتظر عاشق در شنبه 16 خرداد 1388 و ساعت 12:15 ب.ظ
دوستان حواستان باشد که اگر درست انتخاب نکنیم چه بر سر کشور می آید! |

«موج سبز» و انقلاب نارنجی

 

قرائن و شواهد نشان می دهد، تلاش مرموزانه، استتار شده و بسیار پیچیده‌ای برای جابجایی افكار عمومی و زمینه سازی جهت انقلاب رنگی در حال شكل گیری است...

با نزدیك شدن به بیست و دوم خرداد و دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری فعالیت و اقدامات جریان‌ها و گروه‌های مختلف سیاسی به اوج خود رسیده است به گونه ای كه اخیرا یك گروه سیاسی طی نامه‌ای از وزارت كشور درخواست كرده كه مجوز برای برپایی جشن پیروزی برای نامزد انتخاباتی مورد نظرش صادر شود.

در نگاه اول به این اقدامات این مساله به ذهینیت متبادر می‌گردد كه موضوعاتی از این قبیل، به نوعی بهره گیری از تكنیك‌ها و تاكتیك‌های جنگی روانی برای منفعل كردن رقیب در انتخابات باشد اما هنگامی كه با بازی با زنگها و موضوعات زیر توجه می‌نماییم بحث فراتر از استفاده برخی جریان‌های سیاسی از تكنیك‌ها و تاكنیك‌های جنگ روانی در نظر می آید.

قرائن و شواهد نشان می دهد تلاش مرموزانه، استتار شده و بسیار پیچیده‌ای برای جابجایی افكار عمومی و زمینه سازی جهت انقلاب رنگی در حال شكل گیری است:

- تشكیك در سلامت انتخابات و القاء تقلب در انتخابات
- طرح نظارت بین المللی بر انتخابات و تشكیل كمیته صیانت از آراء
- افزایش انتظارات و مطالبات عمومی
- تلاش برای سلب اعتماد مردم از نظام و القاء نا كار آمدی حاكمیت
- هجمه‌ به گفتمان انقلاب امام و رهبری
- تهدیدنمایی، بحران نمایی و سیاه نمایی از وضعیت كشور
- به صحنه آمدن تمامی مخالفین و معاندین نظام

انقلاب ‌های رنگین

انقلاب های مخملی یا «انقلاب های رنگی» و «گلی» از شیوه های براندازی نرم است كه نوعی دگرگونی و جابجایی قدرت همراه به مبارزه منفی و نافرمانی مدنی را شامل می‌شود انقلاب های رنگی و مخملی در جوامع پسا كمونیستی در اروپای مركزی، شرقی و آسیای مركزی اتفاق افتاد. این واژه برای نخستین بار از سوی والسلاوهادل رئیس جمهور پیشین چك، كه در آن زمان رهبر مخالفان چكسلواكی سابق بودف واردات ادبیات سیاسی گردید.

مخالفان حكومت در چكسلواكی با انجام سلسله اقدامات مرتبط و زنجیره‌ای در طی یك دوره شش هفته‌ای 17 نوامبر تا 29 دسامبر 1989 در این كشور، موفق به نوعی دگرگونی و جابجایی قدرت شدند.

این پدیده سپس به شكل زنجیره‌ای در صربستان طی دو مرحله 1997 - 2000 گرجستان 2003 اوكراین 2004 و قرقیزستان 2005 ادامه یافت. ضمن آنكه تاكنون تلاش برای انقلاب رنگی در ایران، لبنان و ونزوئلا با شكست مواجه شده است.

انقلاب‌های رنگین و مخملین جنگ سرد جدید و غیر ایدئولوژیكی بود كه در راستای راهبرد جهانی امریكا برای پر كردن خلاء قدرت شورای سابق در اروپای مركزی و شرقی آسیا مركزی و قفقاز و از میان برداشتن موانع هژمونی امریكا عملیاتی گردید.

به طور كلی اهداف امریكا از ساماندهی انقلاب های رنگین در كشور‌های هدف را در چارچوب حوزه‌های زیر می‌توان بررسی كرد:

- تسلط بر مناطق ژئوپلتیكی ژئواستراستژیكی
- كنترل شریان انتقال انرژی و جلوگیری از تسلیحاتی شدن آن
- حذف و یا مهار نظامهای چالش گرو موانع نظام هژمونیك امریكا
- ممانعت از ایجاد اتحادیه های نظامی و امنیتی در آسیا، خاورمیانه و آسیای مركزی
- همسو نمودن كشورهای هدف با سیاست های آمریكا
- فرصت سازی اقتصادی برای آمریكا
- مهار بیداری اسلامی

«انقلاب های رنگین بر اندازی نرم در كشورهای مدل»

الف) انقلاب گل رز گرجستان

با فروپاشی سابق و نفوذ آمریكا و ناتو به حلقه اول اروپای شرقی سپر دفاعی هارتلند، توسعه در حلقه دوم (آسیا مركزی و قفقاز) سپر مذكور در دستور كار آمریكا قرار گرفت و در این میان نفوذ در گرجستان به عنوان منطقه خارج نزدیك روسیه در اولویت قرار گرفت. بر این اساس ایالات متحده امریكا و متحدان اروپایی آن از طریق بنیاد سوروس و موسسات به ظاهر غیر دولتی با ساماندهی انقلاب رنگی، گسترش ناتو به حیات خلوت روسیه در قفقاز را زمینه سازی نمودند.

در انتخابات پارلمانی نوامبر 2003 در گرجستان ائتلاف برای گرجستان نو به رهبری ادوار شوارد نادزه از یك سو و ائتلاف تروئیكای گرجستان شامل میخائیل ساكاشویلی زوراب ژواینا (رئیس قبلی پارلمان گرجستان) و نینو یورجا نادزه (رئیس پارلمان) از سوی دیگر، با هم به رقابت پرداختند.

در كوران رقابت انتخاباتی بنیاد سوروس كه مسئولیت پشتیبانی از انقلاب مخملین در گرجستان را عهده دار بود، از طریق انستیو جامعه باز و با استفاده افكار سنجی، پیروزی ائتلاف تروئیكا را پیشاپیش اعلام نمود. اما سپس از انتخابات نتایج شمارش آراء، بر پیروزی ائتلاف برای گرجستان نو دالت می‌كرد. با اعلام نتایج اولیه انتخابات ائتلاف تروئیكای گرجستان به نتیجه انتخابات اعتراض نمود و دولت را متهم به تقلب در انتخابات كرد.

ائتلاف تروئیكای گرجستان كه از طریق رسانه‌های امریكایی و اروپایی حمایت می‌شدند هواداران خود را به مبارزه منفی و نافرمانی مدنی فرا خواندند جنبش كامارا توانست پانزده هزار نفر را در پایتخت سازماندهی نماید آنان چند روز در مقابل ساختمان‌های دولتی از جمله ریاست جمهوری تجمع نمودند و به پلیس و ارتش گرجستان شاخه‌های گل رز اهداء می‌كردند.

در روز افتتاح پارلمان این كشور و در حالی كه سواردنادزه مشغول سخنرانی بود، مخالفان به رهبری ساكاشویلی، بدون مقاومت پلیس وارد پارلمان شده و مانع از تثبیت ائتلاف برای گرجستان نو در قدرت شدند.

سرانجام با موافقت مقامات روسی، شوارد نادزه مجبور به استعفاء شد و انقلاب به اصطلاح «گل رز» به پیروزی رسید.

به طور كلی فرآیند عملیاتی شدن انقلاب گل رز در گرجستان موارد زیر را شامل می‌گردد:

1- تزریق كمك‌های مالی امریكا و غرب به مخالفان حكومت گرجستان
2- حمایت تبلیغاتی وسیع امریكا و غرب از ائتلاف تروئیكای گرجستان و جابجایی افكار عمومی
3 - متهم نمودن نظام حاكم در گرجستان به فساد مالی، سیاسی و نا كار آمدی
4- افزایش انتظارات و مطالبات عمومی در جریان مبارزات انتخاباتی
5 - متهم نمودن دولت گرجستان به تقلب در انتخابات
6 - از پیش برنده اعلام نمودن جریان‌های متمایل به امریكا و غرب
7- درخواست باز شمای آراء و به رسمیت شناختن پیروزی مخالفان از طرف دولت
8 - فراخوان مخالفان به مبارزه منفی و نافرمانی مدنی
9 - تصرف پارلمان و امكان دولتی و به تعطیلی كشانیدن ادارات.

ب- انقلاب نارنجی اوكراین

اوكراین بعد از فدراسیون روسیه بزرگترین كشور اروپایی است و در عرصه ژئوپلتیكی از موقعیتی منحصر به خرد برخوردار ‌می‌ابشد. این كشور دارای موقعیت كلیدی در میان چند منطقه مهم یعنی اروپایی شرقی، قفقاز و خاورمیانه است و نوفذ امریكا در این كشور از یك سو حلقه محاصر روسیه و تنگ تر می‌نمود و از سوی دیگر دست یابی امریكا به بازار منابع نفت و گاز منطقه را تسهیل می‌نمود.

كاخ سفید برای ساماندهی انقلاب رنگی در اوكراین تلاش مضاعفی را انجام داد به طوری كه پس از وقوع انقلاب نارنجی در این كشور نیویورك تایمز فاش ساخت؛ بوش دست كم 65 میلیارد دلار برای این انقلاب سازماندهی شده خرج كرد.

لازم را در مرحله اول كسب نمایند. یانوكویچ نخست وزیر وقت وهوادار روسیه در دور اول 88/39 درصد و ویكتور یوشچنگو نامزد مورد حمایت امریكا و غرب 22/39 درصد آراء را به دست آوردند در نتیجه انتخابات به دور دوم كشیده شد.

در مرحله دوم بنا بر اعلام غیر رسمی، یانوكویچ با كسب 46/49 درصد آراء بر یوشچنگو كه 61/46 درصد آراء را كسب كرده بود پیروز شد. اما این نتیجه از سوی یوشچنكو و طرفدارانش مورد قبول قرار نگرفت و آنان دولت یانكویچ را به تقلب در انتخابات متهم نمودند.

با اعلام نتیجه انتخابات جنبش پارا كه از مدت‌ها قبل با حمایت مالی و تبلیغاتی امریكا سازماندهی شده بود با حضور در خیابان‌های كیف، اقدام به تحصن و تظاهرات نمودند.

متخصصین كه تی شرت، باز و بند، كمر بند و هد بند نارنجی بر تن داشتند و با خود پرچم های نارنجی حمل می‌كردند خواستار اعلام پیروزی یوشچنكو از سوی كمیسیون انتخابات شدند. اما كمیسیون انتخابات پیروزی یانوكویچ را رسما اعلام نمود و با اصرار این كمیسیون پارلمان اوكراین نیز نتیجه انتخابات را به تصویب رسانید.

با اعلام نتیجه انتخابات از سوی پارلمان اوكراین، تظاهرات كنندگان مانع ورود یانوكویچ به دفتر نخست وزیری شدند و كشور در شرایطی جنگ داخلی و تجزیه به دو بخش شرقی (طرفداران یانوكویچ) و بخش غربی به هواداری یوشچنكو قرار گرفت با فوق العاده شدن وضعیت كشور،‌پارلمان اوكراین در رای خود تجدید نظر كرد و اعلام نمود كه در انتخابات تقلب صورت پذیرفته است و از رئیس جمهور كوچما درخواست كرد تا كمیسیون انتخابات را منحل كند.

با جانبداری وزیر دفاع از یوشچنكو، شرایط به سود غرب گرایان و افراد مورد حمایت امریكا تغییر كرد در نتیجه دادگاه عالی اوكراین سرانجام در 7 دسامبر نتیجه انتخابات را باطلب و تاریخ 26 دسامبر را برای برگزاری انتخابات مجدد اعلام نمود.

انتخابات مجدد در تاریخ 26 دسامبر و با حضور 12000 ناظر بین المللی برگار گردید و یوشچنگو با كمك تبلیغاتی رسانه‌های امریكایی و اروپایی 62/52 درصد آرا را كسب نمود و رئیس درصد آراء را كسب نمود و رئیس جمهوری این كشور شد.

فرآیند انقلاب نارنجی در اوكراین

1 - تزریق كمك‌های مالی امریكا و غرب به مخالفان دولت اوكراین
2 - انجام عملیات مشروعیت قهقرایی با متهم نمودن دولت اوكراین به خشونت ترور مخالفان فساد مالی، اداری و سیاسی
3 - القاء نا كار آمدی دولت
4 - تصویر سازی مطلوب از یوشچنكو و مخدوش نمودن چهره یانوكویچ توسط رسانه‌های امریكایی و غربی
5- جابجایی افكاری عمومی از طریق پخش شایعه مسموم كردن یوشنچكو توسط دولت یانوكویچ
6 - القاء تقلب در انتخابات توسط دولت
مخالف با اعلام نتیجه انتخابات و فراخوان مخالفان به نافرمانی مدنی و مبارزه منفی
8 - انعكاس گسترده تحولات اوكراین توسط سی ان ان، بی بی سی و یورو نیوز و هدایت افكار عمومی در این كشور.
9- بر هم زدن نظم و امنیت عمومی و اشغال اماكن دولتی.

ج انقلاب لاله‌ای قرقیزستان

قرقیزستان اگر چه دارای منابع طبیعی نفت و گاز نمی‌باشد، اما به دلیل هم مرز بودن با چین و افغانستان، دارای جایگاه و اهمیت استراتژیك است.

حادثه یازده سپتامبر، قرقیزستان را بیش از پیش در كانون توجهات امریكا قرار داد. از این رو كاخ سفید درصدد جابجایی قدرت در این كشور و تثبیت موقعیت خود در قرقزیستان برآمد.

پس از برگزاری دو مرحله انتخابات پارلمانی و اعلام نتیجه آن، دو مخالف عسگر آقایف یعنی كولوف، وزیر پیشین امنیت قرقیزستان از اهالی شمالی به همراه باقی اف، نماینده بر كنار شده پارلمان، از اهالی جنوب با یكدیگر متحد گردیدند، با پیوستن خانم اتو نبایا نامزد رد صلاحیت شده انتخابات پارلمانی به صفوف مخالفان آقایف شرایط برای انقلاب مخملی در این كشور نیز فراهم گردید.

در چنین شرایطی جرقه‌های انقلاب رنگی یا انقلاب گلی توسط جنبش مقاومت جوانان كاكل زده شد و در مناطق جنوبی قرقیزستان، معترضان سازماندهی شده تحت حمایت امریكا، با تجمع در میدان اصلی شهر اوش فرودگاه و اماكن دولتی را به محاصره خود در آوردند.

دامنه اعتراضات توسط جنبش مذكور به سرعت به تمامی مناطق قرقیزستان سرایت نمود و در نتیجه مخالفان عسگر آقایف اماكن دولتی و دفتر ریاست جمهوری را در بیشكك به تصرف خود آوردند و خواستار كناره گیری وی شدند. با متواری شدن آقایف جابجایی قدرت در این كشور با حمایت و ساماندهی امریكا صورت پذیرفت.

عسگر آقایف پس از فرار از كشور، استفن یانگ سفیر امریكا در قرقیزستان را عامل اصلی این انقلاب معرفی كرد.

وی اظهار داشت: یك هفته قبل از وقوع این حوادث در شبكه جهانی اینترنت، نقشه این انقلاب منتشر شده بود.

این نقشه را ستفن یانگ تدوین كرده است و این انقلاب دقیقا همانند نقشه صورت گرفت.

در وقوع انقلاب لاله‌ای در قرقیزستان نقش بنیاد سوروس و اعطاء كمك‌های مالی كاخ سفید به مخالفان دولت این كشور عامل تعیین كننده‌ای بود.

«انقلاب مخملین و رنگی در ایران»

ایجاد انقلاب مخملین و رنگی در ایران از طریق نافرمانی مدنی بخشی از پازل راهبردی آمریكا برای تغییر ساختار جمهوری اسلامی ایران از درون می‌باشد كه تاكنون به دفعات طراحی شده اما در هر نوبت با شكست مواجه شده است.

پیشینه انقلاب مخملی در ایران به سال 1378 و حادثه كوی دانشگاه باز می‌گردد. در روزهای آغازین سال 1378 تانیاهو، نخست‌وزیر وقت رژیم صهیونیستی، خواستار اجرای فوری پروژه انفجار از درون ساختار حكومتی ایران شد و تأكید كرد: «‌باید با ایران كاری كرد كه همان اتفاقی كه در شوروی سابق صورت گرفت، پیش اید و آن هم انفجار از درون است.»

در همین راستا یكی از تجدید نظر طلبان نیز طی مصاحبه‌ای با هفته نامه «راه نو» تصریح كرد: «انقلاب اسلامی متأثر از الگوی حكومت شوروی سابق است و سرانجام آنها نیز یكسان است.»

در حادثه كوی دانشگاه با القاء خبر كذب مبنی بر كشته شدن پنج دانشجو در جریان درگیری با نیروی انتظامی از سوی خانم "ص ـ و" و تشدید این فضا توسط نشریات زنجیره‌ای، هیجان‌گرایی و برانگیختگی در فضای سیاسی جامعه شكل گرفت.

در این هنگام تجدید‌نظر طلبان سعی داشتند با گسیل داشتن دانشجویان به سوی بیت رهبری، به زعم خود، پروژه انقلاب مخمی و نافرمانی مدنی را كلید بزنند كه با حضور میلیونی مردم در صحنه دفاع از انقلاب و رهبری این توطئه خنثی و عقیم ماند.

القاء انسداد سیاسی در كشور ( 1379) و تئوریزه كردن مقاومت مدنی (نافرمانی مدنی) از سوی مسافرین كنفرانس ننگین برلین، مرحله دیگری از ساماندهی انقلاب مخملین در ایران بود.

در همین رابطه اكبر گنجی در گفت و گویی با نشریه "كریستین سانیس مانیتور" تصریح كرد: «امیدوارم كه انقلاب بدون خونریزی چكسلواكی مدل ایران قرار گیرد، ما قدم به مرحله‌ای از دموكراسی می‌گذاریم كه هزینه‌ای دارد و برای رسیدن به هر چیز باید بهای آن را دارد.» این مرحله منجر به ایجاد اغتشاش و آشوب در جریان نشست دفتر تحكیم وحدت در شهر خرم‌آباد گردید.

در سال 1380 شبكه‌های ماهواره‌ای ضد انقلاب، جوانان را به نافرمانی مدنی فراخواندند. بی‌اعتنائی مردم به ویژه جوانان به فراخوان ضد انقلاب آنان را دچار سرخوردگی گردد. در این مرحله نیز دشمنان جمهوری اسلامی ایران، انقلاب مخملین را به نظاره نشسته بودند كه همانند مراحل قبلی با ناكامی مواجه گردیدند.

پروژه قرقیزستانیزه كردن انتخابات هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی در سال 1383 برنامه دیگری از مجموعه اقدامات تجدید نظر طلبان برای ایجاد گسست در ساختار سیاسی و بر هم زدن انسجام اجتماعی بود.

این پروژه با استعفاء برخی از نمایندگان ردصلاحیت شده مجلس ششم و عده دیگری از مدیران دولتی آغاز شد و در ادامه تحصن نمایندگان مجلس ششم را در پی داشت.

بی اعتنایی جامعه به تجدید نظرطلبان و ناآگاهی افراطیون از ظرفیت اجتماعی خود و از همه مهمتر قاطعیت رهبر معظم انقلاب اسلامی، این پروژه را نیز با شكست مواجه كرد.

ساماندهی انقلاب مخملی در ایران توسط بنیاد سوروس با واسطه افرادی همچون هاله اسفندیاری، كیان تاجبخش و رامین جهانبگلو نیز از دیگر برنامه‌های براندازی نرم در ایران بوده است.

براساس اعترافات هاله اسفندیاری، بنیاد سوروس با حمایت از برنامه‌های خاورمیانه‌ای مركز آمریكایی "ولسون"، به دنبال ایجاد یك شبكه غیررسمی در ایران جهت عملی نمودن اهداف براندازی نرم بوده است.

در این راستا كیان تاجبخش مدیر و نماینده بنیاد سوروس در ایران با اقداماتی همچون راه‌اندای كارگاه های مطالعاتی متشكل از جوانان و دانشجویان و تدریس اصول و مبانی شبكه‌سازی اجتماعی سعی كرد زیر ساخت‌های براندازی نرم در ایران را ایجاد نماید.

طراحی و اجرایی پروژه جدید

شواهد و قرائن شان می‌دهد كه تجدید‌نظر طلبان هوا خواه لیبرالیسم و سكولاریسم با پشتیبانی دشمنان نظام جمهوری اسلامی ایران، در حال طراحی و عملیاتی نمودن پروژه دیگری از سلسله پروژه‌های انقلاب رنگی و مخملین در انتخابات ریاست‌جمهوری می‌باشند. این پروژه كه گرجستانیزه نودن و او كراینیزه كردن انتخاب می‌باشد از مدتها پیش در دستور كار قرار گرفته است.

پروژه جدید در 3 فاز "جنینی"، "مقدماتی" و "تكمیلی" طراحی شده است:

فاز جنینی

این فاز در درون خود 3 مرحله را در برداشته كه هدف از اجرای آن زمینه‌سازی برای قطب‌بندی نمودن جامعه به " افراط" و " اعتدال" بوده است. مراحل سه گانه این فاز عبارت است از :

1 ) ایجاد كارشكنی در عرصه‌های مختلف برای ناكارآمد ساختن معتقدان به گفتمان انقلاب
2 ) بحران نمایی، تهدید نمایی وضعیت كشور و غیرعادی جلوه دادن آن
3 ) ایجاد رویگردانی در افكار عمومی از طریق سیاه‌نمایی و كانالیزه نمودن به سوی جریان ناجی

فاز مقدماتی

این مرحله با ملاقات های پنهانی بعضی از مجریان پروژه جدید با واسطه‌های امنیتی و سیاسی آمریكا در "دوبی" به فاز ا جراء منتقل گردید و متعاقب آن، بنیاد سوروس(طراح پروژه‌های انقلاب رنگین) در سال 1386 عده‌ای از فعالیت سیاسی و مطبوعاتی از جمله "م ـ ع" را به آمریكا دعوت می‌نماید. مراحل این فاز را به شرح زیر می‌توان برشمرد:

1) درخواست از برخی كشورهای اروپایی جهت ترغیب آمریكا و صدور قطعنامه سوم در آستانه انتخابات مجلس هشتم.
2) پیاده‌سازی قطب‌بندی اعتدال و افراط در انتخاب هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی.
3) ورود در حاكمیت و ساماندهی جریان مشابه با جریان 14 مارس در لبنان برای ایجاد تعارض و دوگانگی در حاكمیت.

فاز تكمیلی

پیاده‌سازی فرآیندهای انقلاب رنگین در گرجستان و اوكراین فاز تكمیلی پروژه جدید می‌باشد.

شواهد و قرائن نشان می‌دهد این فاز نیز به مرحله اجراء منتقل گردیده است. "تشكیك در سلامت انتخابات و القاء تقلب در آن"،‌ "اعلام پیروزی در انتخابات قبل از آغاز آن "، " زمینه‌سازی برای اعتراض به نتیجه انتخابات"، "‌بازی با رنگ ها " و ... از جمله مراحل اجرائی و عملیاتی نمودن فاز تكمیلی می‌باشد.

در این راستا و در پایان تنها كافی است به اظهارات یكی از تجدید‌نظر طلبان افراطی هواخواه سكولاریسم در ایران توجه نمائیم.

وی اخیرا با صراحت اذعان داشته است: «اصلاحات جز با دادن خون به پیروزی نمی‌رسد.» /انتهای  پیام/


نوشته شده توسط یه منتظر عاشق در شنبه 16 خرداد 1388 و ساعت 11:42 ق.ظ
حمایتت می کنیم | دولت یار ,

برای عدالت1388/03/10 بسم الله الرحمن الرحیم چهار سال پیش، وقتی برای ورود به عرصه مدیریت اجرایی کشور آماده می شدم، می دانستم که در چه مسیر ناهمواری قدم می گذارم. از صف آرایی های تاریخی زر و زور و تزویر در برابر عدالت خواهی به خوبی آگاه بودم و خبر داشتم که با چه ناملایماتی مواجه خواهم شد و می دانستم که قدرت مداران خودکامه و حریصی که اجرای عدالت را بر نمی تابند، برای خاموش کردن ندای عدالت طلبی، از هیچ اقدامی فروگذار نکرده و نمی کنند. اما تحمل فقر و فساد و تبعیضی که عده ای اندک می خواستند بر مردم ما تحمیل کنند حقیقتا برایم دشوار بود. از خدا خواستم تا ... http://www.ahmadinejad.ir/

 

 


نوشته شده توسط یه منتظر عاشق در جمعه 15 خرداد 1388 و ساعت 10:04 ق.ظ
نگرانی کروبی از توافقات پشت پرده میرحسین با اهل تسنن | میر حسین موسوی ,
نگرانی کروبی از توافقات پشت پرده میرحسین با اهل تسنن
در این دیدار مولوی عبدالحمید رسما همه توافقات و حمایت‌های خود از مهدی كروبی دبیر كل حزب اتحاد ملی را پس گرفت و اعلام کرد از میرحسین موسوی حمایت می کند.
مولوی عبدالحمید از چهره‌های شاخص اهل سنت شرق كشور و امام جمعه مسجد مكی زاهدان با تنی چند از همراهان خود که اواخر فروردین ماه به تهران آمده بود، با میرحسین موسوی دیدار كرد. 

به گزارش خبرنگار "جهان" این دیدار صبح روز یكشنبه اول اردیبهشت ماه جاری با هماهنگی مصطفی تاج‌زاده عضو سازمان مجاهدین انقلاب و حسینی استاندار سابق سیستان در خیابان زرتشت و در دفتر موسوی برگزار شد. 

در این دیدار مولوی عبدالحمید رسما همه توافقات و حمایت‌های خود از مهدی كروبی دبیر كل حزب اتحاد ملی را پس گرفت و اعلام کرد از میرحسین موسوی حمایت می کند. 

مولوی عبدالحمید هر گونه اظهار نظری كه پیش از این از سوی مسجد مكی زاهدان صورت گرفته را فاقد ارزش دانست و به موسوی اطمینان داد، از آنجا كه  احساس می‌كند با وجود میرحسین در صحنه انتخابات نیازی به حضور كروبی نیست با جان و دل از او حمایت خواهد کرد. 

میرحسین موسوی  هم در این دیدار از حمایت اهل سنت استقبال كرده و  به مولوی عبدالحمید امام جمعه مسجد مكی زاهدان قول داد در صورت پیروزی در انتخابات و كسب كرسی ریاست جمهوری مسجدی برای نماز جمعه اهل تسنن در تهران احداث نماید. 

گفتنی است مصطفی تاج زاده که میرحسین موسوی را همراهی می کرد نیز در سخنان كوتاهی وجود رابطه میان موسوی و چهره‌های شاخص اهل سنت را لازم و مناسب ارزیابی كرد و تاكید كرد باید این رابطه در روزهای منتهی به انتخابات بهتر و تنگاتنگ‌ شود. 

بر اساس برخی شنیده‌ها این چهره شاخص اهل سنت شرق كشور پس از دیدار با كاندیدای اصلاح طلبان به خارج از كشور سفر كرده است . 

لازم به ذکر است توافقات میرحسین موسوی با امام جمعه مسجد مکی زاهدان در آستانه سفر این هفته او به سیستان و بلوچستان نگرانی مهدی کروبی دیگر کاندیدای اصلاح طلبان را به همراه داشته است، چرا که وی حساب ویژه ای برای کسب رای قومیتها و اقلیتهای مذهبی باز کرده بود.

نوشته شده توسط یه منتظر عاشق در سه شنبه 12 خرداد 1388 و ساعت 09:55 ق.ظ
دولتی كه رهبر انقلاب آن را «دولت اقدام» نامیدند | دولت یار ,

نگاهی منصفانه به برخی از عملكردهای دولت نهم:

دولتی كه رهبر انقلاب آن را «دولت اقدام» نامیدند

 

برخورد مخالفین با دولت نهم در مقایسه با دولت‌های گذشته آن چنان غیرمنصفانه و هتاكانه است كه در طی تاریخ انقلاب كم‌نظیربه نظر می‌رسد. در حالی كه واقعیات غیر از این است. عملكرد دولت نهم به گونه ای روشن و دارای جهت‌گیری پویا و فعال می‌باشد كه رهبر انقلاب آن را «دولت اقدام» نامیدند. گرچه در این چند سال دولت با موانع و مشكلات زیادی روبرو بود، اما لحظه‌ای از حركت پرشتاب خود بازنایستاد...

چكیده:

ضعف اطلاع‌رسانی دولت نهم- كه مقام معظم رهبری نیز به آن اشاره داشتند- باعث شده مخالفین این دولت برای جبران كم‌كاری گذشته و سئوالاتی كه در اذهان عمومی در این رابطه ایجاد می‌شود، به نفی مطلق دستاوردهای دولت نهم بپردازند. تذكر موكد مقام معظم رهبری در 2 فروردین 1388 به این «بی‌انصافی‌ها» در همین راستا قابل اشاره است.

برخورد مخالفین با دولت نهم در مقایسه با دولت‌های گذشته آن چنان غیرمنصفانه و هتاكانه است كه در طی تاریخ انقلاب كم‌نظیربه نظر می‌رسد. در حالی كه واقعیات غیر از این است. عملكرد دولت نهم به گونه ای روشن و دارای جهت‌گیری پویا و فعال می‌باشد كه رهبر انقلاب آن را «دولت اقدام» نامیدند. گرچه در این چند سال دولت با موانع و مشكلات زیادی روبرو بود، اما لحظه‌ای از حركت پرشتاب خود بازنایستاد. آمار و ارقام داخلی و خارجی و واقعیات موجود بیانگر این است كه عملكرد دولت نهم در طی 2 سال گذشته در زمینه‌های مختلف نسبت به مدت مشابه آن در دولت‌های گذشته به طور قابل توجهی رشد داشته است كه در اینجا برخی از این آمارها را مرور می‌كنیم.

عملكرد اقتصادی

بر اساس گزارش توسعه انسانی سازمان ملل در سال 2008 جمهوری اسلامی ایران با 10 پله صعود در جایگاه 84 جهان در بین 179 كشور قرار گرفت. در واقع ایران در دومین سال فعالیت دولت نهم 10 پله به سمت توسعه یافتگی نزدیك‌تر شده است. بر اساس همین گزارش طی سال گذشته (2008) ایران 15 رده در شاخصهای توسعه یافتگی صعود داشته است در حالی كه این رتبه درگذشته در بین 108 كشور جهان 30 بوده است. (1) بر اساس گزارش سازمان توسعه صنعتی سازمان ملل (یونیدو) ایران در شاخص رقابت صنعتی ارتقای 13 پله‌ای داشته است و نمره ایران بر اساس این گزارش در سال 2000 میلادی 98 بوده است و در سال 2005 به 85 رسیده است.(2)

بر اساس گزارش سازمان تجارت جهانی كه توسط 15 كارشناس و در 255 صفحه منتشر شد، شاخص‌های صادرات و واردات در دولت نهم بهبود یافته است. بر اساس این گزارش جمهوری اسلامی ایران در سال 2007 با صادرات 86 میلیارد دلاری كالا رتبه سی و هفتمین صادر كننده جهان را به خود اختصاص داده در حالی كه با 46 میلیارد دلار واردات كالا در رتبه 48 جهان قرار دارد. این گزارش می‌گوید ایران در حالی 6/0 صادرات جهان را به خود اختصاص داده كه سهم ایران از واردات جهان 3/0 درصدمی‌باشد.(3)

 

علی‌رغم تحریم‌های گسترده علیه دولت نهم كل صادرات غیرنفتی كشور از سال 1358 تا 1383 رقم 5/64 میلیارد دلار بوده است در حالی كه در طول 3 سال و نیم از فعالیت دولت نهم با احتساب میعانات گازی 5/68 میلیارد دلار و بدون میعانات گازی 5/54 میلیارد دلار بوده است.

كل صادرات طی برنامه اول، دوم و سوم توسعه (15سال) 53 میلیارد دلار بوده است كه میزان صادرات غیرنفتی در هیچ كدام از برنامه‌های توسعه عملی نشد. ولی در برنامه چهارم 8/52 میلیارد دلار هدف‌گذاری شد كه علی‌رغم محدودیت‌های خارجی به 7/54 میلیارد دلار رسیده است. نسبت صادرات به واردات در برنامه‌های دولت‌های قبلی ثابت بوده ولی در دولت نهم 17 درصد افزایش یافت. ارزش واردات محصولات كشاورزی طی سالهای 1381 تا 1383، 2/6 میلیارد دلار و از نظر وزنی 22 هزار و 270 تن بوده است و صادرات آن نیز 5/3 میلیارد دلار و از نظر وزنی 3 هزار و چهارصد و هفتاد تن بوده است، در دولت نهم طی سالهای 84 تا 86 واردات محصولات كشاورزی 7/6 میلیارد دلار و از نظر وزنی 20 هزار و هشتصد و ده تن بوده است. محصولات كشاورزی نیز طی این مدت 9/6 میلیارد دلار به وزن 7120 تن بوده است.(4) كل صادرات غیرنفتی در سه برنامه گذشته (15 سال) 53 میلیارد دلار بوده است. لكن صادرات غیرنفتی در 5/3 سال گذشته 5/54 میلیارد دلار بوده است كه بر اساس برنامه چهارم توسعه می‌بایست 53 میلیارد دلار بوده است. صادرات غیرنفتی در سال 1383، 7 میلیارد دلار و در سال 1386، 21 میلیارد دلار بوده است.(5)

همچنین رشد واردات از سال 1374 با یك سیر صعودی به رقم بی‌سابقه 35% در سال 83 افزایش یافت و در سال 1384 با آغاز روند نزولی در نهایت به 15% در سال 1386 رسید، یعنی رشد واردات در دولت نهم 20% كاهش داشته است. صادرات كالاهای غیرنفتی سالیانه 3 تا 5 میلیارد دلار در دولت اصلاحات بوده است كه به بیش از 15 میلیارد دلار در دولت نهم رسیده است. (6)

حجم قراردادهای مربوط به صادرات خدمات فنی و مهندسی كشور در سال 1387 به 2 میلیارد و 547 میلیون دلار رسید در حالی كه در سال 1381 و 1382 به ترتیب معادل 257 میلیون دلار و 530 میلیون دلار بوده و در سال 1383 با رشد مناسبی به 941 میلیون دلار رسید.(7)

بنابر آمار رسمی وزارت اقتصاد و بانك مركزی عملكرد عمرانی 3 ساله دولت نهم به 50 میلیارد دلار رسید كه 35% از عملكرد 8 ساله دولت اصلاحات با 37 میلیارد دلار بیشتر است، بنابراین دولت اصلاحات طی 8 سال گذشته سالانه تنها 4 هزار و 250 میلیارد تومان صرف بودجه عمرانی كرده است در حالی كه دولت نهم سالانه بیش از 16 هزار و 600 میلیارد تومان به بودجه عمرانی اختصاص داده است.(8) كه خود باعث افزایش نقدینگی می‌شد یعنی حجم گسترده فعالیت‌های عمرانی به ناچار افزایش نقدینگی را منجر می‌شد. در بخش حمل و نقل طول بزرگراه‌های احداث شده در دولت نهم 1558 كیلومتر است كه در مقایسه با 4 سال قبل (912 كیلومتر) بیش از 70% رشد داشته است. در بخش راه‌آهن در طول 4 سال عملكرد دولت نهم 1894 كیلومتر خط آهن احداث شده كه نسبت به 4 سال مشابه (1050كیلومتر) حكایت از رشد 80% داشته است. (9)

در سال 84 تا 87، نزدیك به 5/2 میلیون مسكن در كشور ساخته شده است و طی برنامه سوم و دوم مجموعا 29 هزار میلیارد تومان كار عمرانی انجام شد و در دولت نهم 87 هزار میلیارد تومان كار عمرانی صورت گرفت.(10) نرخ بیكاری نیز در دولت نهم در حالی تك رقمی شد که رشد بیكاری در كشور همواره صعودی بوده است. در سال 75، یك میلیون و 456 هزار نفر، در سال 76، یك میلیون و 957 هزار، در سال 1377، دو میلیون و 935 هزار و در سال 79، سه میلیون 41 هزار نفر بیكار وجود داشته است، نرخ بیكاری در سال 86 به 7/9 درصد رسید و تنها از محل بنگاه‌های زود بازده برای حدود یك میلیون نفر شغل ایجاد شد. فروش نظامی و غیرنظامی در سال 1383، 13587 میلیارد ریال بوده كه در سال 1386 به 38932 میلیارد ریال رسید. (11)

 

در بخش خصوصی سازی تا سال 1384، 3 هزار میلیارد تومان واگذاری صورت گرفت و از آن سال تا امروز بیش از 38 هزار میلیارد تومان واگذاری صورت گرفته است و بیش از سی میلیون نفر سهام عدالت دریافت كرده اند. علی‌رغم فشار‌ها و تحریم‌ها بالغ بر 48 میلیارد دلار در صنعت نفت سرمایه‌گذاری صورت گرفته است در حالی كه در دولت قبلی طی سال‌ها 80 تا 83 تنها 37 میلیارد سرمایه‌گذاری صورت گرفت. (12)

شفافیت درآمدهای نفتی در دولت نهم نسبت به دولت قبل بیش از 10 برابر افزایش یافته است، بر اساس گزارش تفریغ بودجه سال 83 تنها 28 میلیارد دلار از درآمد 34 میلیارد دلاری نفت خام به خزانه واریز شده بود و بر اساس تفریغ بودجه سال 85 دولت نهم مبلغ 56 میلیارد دلار از درآمد 57 میلیارد دلاری فروش نفت را به خزانه واریز كرد و مابقی هم در حساب شركت ملی نفت باقی مانده است. همچنین در سال 1383، 96 درصد شركت‌های دولتی تحت امر دولت اصلاحات قانون بودجه را رعایت نكرده بودند، بر اساس گزارش تفریغ بودجه سال 83، 21/82 درصد شركت‌های دولتی دولت اصلاحات، پرداخت‌های غیرقانونی به پرسنل خود و 7/2 درصد پرداخت‌های غیرقانونی به سایر اشخاص داشته‌اند.(13) در سال 1383 تعداد سدهای ساخته شده به 173 مورد رسیده كه در سال 1387 به 211 مورد افزایش یافته و بیش از 17 سد دیگر در دست مطالعه قرار دارد.(14)

همچنین از 60 ایستگاه تقویت فشار گاز در مسیر خطوط انتقال فشار قوی گاز 20 ایستگاه در دولت نهم احداث شده است. همچنین از 157000 كیلومتر شبكه گذاری گاز طبیعی 53000 كیلومتر در زمان دولت نهم صورت گرفته است.(15) به نحوی كه در سال 1384، 2 هزار و 166 روستا گاز داشته‌اند و در سال 1387، 6 شش هزار و 600 روستا از گاز برخوردار شدند. تولید آلومینیوم از 25 هزار تن در 30 سال پیش به 218 هزار تن در سال 1384 و به 457 هزار تن در سال 1387 افزایش یافته است. یعنی در 5/3 سال گذشته بیش از همه تاریخ ایران به تولید آلومینیوم اضافه شده است. تولید مس در سال 1384 به 178000 تن رسیده و هم‌اكنون به 260000 تن افزایش یافته است. ظرفیت تولید سیمان نیز از 6 میلیون و 200 هزار تن در ابتدای انقلاب به 36 میلیون تن رسید و در سال 1387 به 110 میلیون تن رسید به نحوی كه ایران هم‌اكنون به خودكفایی كامل در زمینه تولید سیمان رسیده است. ظرفیت تولید زغال سنگ نیز تا سال 1384 یك میلیون تن بود كه در 5/3 سال اخیر به بیش از 5/2 میلیون تن افزایش یافته است. تولید فولاد نیز از 9 میلیون تن در ابتدای كار دولت نهم به 15 میلیون تن افزایش یافته است. رسیدگی به محرومین در سراسر كشور از دیگر اقدامات مهم دولت نهم بوده است. به نحوی كه دریافتی خانواده‌های زیر پوشش امداد و بهزیستی در سال 1381 تا 1383 8 تا 16 هزار تومان بود كه در دولت نهم به 35 تا 60 هزار تومان رسیده است.(16) در سال 1383 متوسط حقوق بازنشستگان 139 هزار تومان بود كه در سال1387 به 458 هزار تومان رسید. همچنین احداث مسكن برای محرومان از 1871 واحد در سال 1383 به 37422 واحد در سال 1387 افزایش یافته است. در سه سال فعالیت دولت نهم 430 هزار واحد مسكونی روستایی ساخته شد كه در دوره مشابه دولت گذشته 60 هزار واحد بوده است. عملكرد قانون مدارانه و مردمی دولت نهم باعث شد كه كمترین شكایت از این دولت ثبت شود.

محمدرضا فاكر رئیس كمیسیون اصل 90 مجلس در این رابطه اعلام كرد كه شكایات مردمی از دستگاههای اجرایی در دولت نهم بسیار كمتر از دولت‌های قبلی بوده است.(17)

ساده زیستی و مردم‌داری دولت نهم و شفافیت مسائل اقتصادی آن از اموری است كه می‌تواند ملاك بررسی دولت‌ها باشد. كما این كه حضرت علی (ع) فرمود: «ای مردم كوفه اگر دیدید كه من از شهر شما بیرون رفتم بغیر از آن وضعی كه قبلاً داشتم و لباس و خوراك من یا مركب و غلام من عوض شده و در مدت حكومت من زندگی مرفه برای خود درست كرده‌ام بدانید كه من در حكومت به شما خیانت كرده‌ام. (18)

 

عملكرد سیاسی

در عرصه سیاسی علاوه بر آرامش سیاسی كه بر جامعه حاكم است و دیگر شاهد جنجال آفرینی افراطیون و ضد انقلاب در دانشگاه و نهادها نمی‌باشیم، گفتمان امام و انقلاب بر جامعه حاكم شده و ارزش‌های انقلابی در تمام زمینه‌ها بار دیگر احیا شده‌ است. مقام معظم رهبری امتیاز دولت نهم را هم گفتمانی با امام (ره) و انقلاب دانسته و می‌فرمایند: «خصوصیت و امتیازی كه در این دولت هست، شعار و گفتمان كلی این دولت است. كه منطبق بر شعار و گفتمان امام و انقلاب است و این چیز خیلی با ارزشی است.» (19) علاوه بر آن در عرصه خارجی استكبارستیزی دولت نهم كه از اصول اساسی انقلاب اسلامی می‌باشد بسیار خودنمایی می‌كند. مساله‌ای كه مقام معظم رهبری در 2/1/1388 از آن به عنوان یك نقطه قوت تحسین برانگیز یاد كردند. جریان سیاسی اصلاحات و لیبرالیسم در هر مواجهه‌ای كه به خاطر زورگویی دشمن پدید می‌آمد حق را به جانب دشمن داده و ملت و حاكمیت را دعوت به كوتاه آمدن می‌كرد. جریانی كه در سال 2003 و در زمان قشون‌كشی آمریكا به افغانستان و عراق و متهم شدن ایران به محور شرارت، نامه‌ای پنهانی و از سر تسلیم‌طلبی و ضعف به دشمن ارسال كرد، در واقع او را به تشدید فشار علیه ایران امیدوار می‌ساخت. نامه‌ای كه به اعتراف دنیس رایس مشاور اوباما و دیگر رؤسای جمهوری آمریكا، توسط معاون وقت وزارت خارجه ایران در دولت اصلاحات نوشته شده بود. به راستی سیره حضرت امام و مقام معظم رهبری و اولیا الهی در برخورد با مستكبرین و ظالمین چه بوده است؟‌آیا حضرت امام در برابر آنها نرمش از خود نشان می‌دادند، مگر حضرت امام نفرمودند كه ما به یاری خدا ریشه سرمایه‌داری، كمونیسم و صهیونیسم را می‌خشكانیم، پس چه شده كه امروز عده‌ای از احیای گفتمان امام احساس خطر می‌كنند، پاسخ روشن است افرادی كه هیچ‌گاه به امام، انقلاب و اسلام ایمان نداشته و مجذوب فرهنگ و تمدن غرب بوده‌اند، به طور طبیعی چنین رفتارهایی خواهند داشت. مقام معظم رهبری در تاریخ 4/6/1386 در ارتباط با استكبارستیزی دولت نهم فرمودند: «این دولت در برابر زیاده‌خواهی استكبار دچار انفعال نشد. این به نظر من خیلی مهم است.»

دكتر احمدی‌نژاد بعد از 16 سال برخلاف روندی كه دنبال می‌شد، در دفاع از اندیشه‌های اسلامی بسیار صادق‌تر و بی‌پرواتر بود و در محافل جهانی از بیان آنها بیمی نداشت. چرا كه معتقد به یك اندیشه حقی بوده كه كوتاه آمدن از آن هیچ توجیه شرعی و عقلانی نداشت. او به پاشنه‌ آشیل‌های سیاست غرب مانند هولوكاست، حقوق بشر، اومانیسم و ... حمله كرد و از آنها شروع به تقدس‌زدایی نمود و مخالفین در محاق رفته آنها را بار دیگر احیا كرد و این ضربه بزرگی برای غرب بود. زیرا هم رسوا می‌شد و هم نمی‌توانست در این زمینه آزادی بیان بدهد و دولت‌های گذشته میل به ادغام در حوزه‌های امنیتی، اقتصادی و سیاسی در فضاهای جهانی داشتند و ایران می‌بایست ذیل نظام سلطه عمل می‌كرد. برنامه‌های توسعه آنها كاملاً لائیك و سكولار بود لذا از سال 1370 به بعد شبكه‌های اقتصادی و نفتی مرتبط با آنها شكل گرفت و در دوران دوم خرداد زمینه‌های تئوریك آن فراهم شد. این شبكه با ارتباط خارجی در فضای رسانه‌ای هم بسیار فعال بود، دولت نهم این شبكه را بهم ریخت لذا دشمنی‌ها و كینه‌ورزی‌ها نسبت به دولت بی‌دلیل نمی‌باشد.

امروز آمریكایی‌‌ها اعتراف می‌كنند كه حضور ایران در حیات خلوت آنها چنان قوی شده كه می‌تواند در آنجا (عملیات‌های براندازانه و خرابكارانه) انجام دهد كه از جمله «رابرت گیتس» وزیر دفاع آمریكا گفت: «من از این سطح آشكار فعالیت بر‌اندازانه و خرابكارانه ایران كه طی آن مقامات ایرانی در برخی از كشورهای آمریكای لاتین به ویژه آمریكای جنوبی و مركزی به آن مبادرت می‌ورزند، نگران هستم، نگرانی من از فعالیت براندازانه ایران در آمریكای لاتین از لشكركشی اخیر روسیه به این منطقه نیز بیشتر است.»(20) البته حضور ایران در این مناطق كاملا سازنده و عادی و به صورت همكاری‌های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی می‌باشد. و «گیتس» مدركی برای ادعای خود بروز نمی‌دهد.

برخی از افراد ناآگاه و یا مغرض به روابط گسترده و به نگاه ایران به كشورهای در حال توسعه خرده می‌گیرند، در حالی كه ظرفیت این كشورها در عرصه اقتصادی و سازندگی مزایای زیادی برای كشور دارد و با استفاده از جو انقلابی، آنها می‌توانند یك جبهه متحد ضد استكباری ایجاد كرده و توان چانه‌زنی و قدرت دیپلماتیك خود را افزایش دهد. به راستی اگر این كشورها مهم نیستند چرا قدرت‌ها نسبت به این روابط نگرانند. و چرا آنها نسبت به گسترش روابط و نفوذ خود در این مناطق جدی هستند. اصولا به فرض مثال روابط گسترده ایران با آلمان یا انگلیس چه سود قابل توجهی دارد، تراز روابط اقتصادی ایران با اروپا همواره به ضرر ایران بوده است و به ازای هر دلار سودی كه به ایران می‌رسد 30 تا 50 دلار سود نیز به آنها می‌رسد و این روابط مزیتی برای ایران نداشت جز وابستگی، به ویژه كه آنها از صادرات كالاهای صنعتی استراتژیك به ایران همواره خودداری كرده‌اند. «جیمز ریچارد» كارشناس ارشد روابط بین‌الملل انگلیسی در ارتباط با قدرت‌گیری جمهوری اسلامی ایران می‌گوید: «ایران بدون نیاز به آمریكا قدرت اول منطقه شد. ایران در دوران خاتمی نفوذ و تاثیر خود را به صورت عجیبی از دست داد كه با آمدن احمدی‌نژاد دوباره به قدرت منطقه‌ای و جهانی تبدیل شد.»‌

مخالفین دولت نهم با نادیده گرفتن اقدامات صورت گرفته توسط دولت با نمایش نقطه ایده آل و تاكید بر آن به نفی اقدامات دولت می‌پردازند. مثلا در جنگ تحمیلی نابودی صدام و بعث ایده آل بود لكن باز هم ما پیروز بودیم زیرا دشمن به اهداف خود برای نابودی جمهوری اسلامی ایران و تجزیه آن دست نیافت، لكن دشمن می‌گفت چون صدام سقوط نكرد پس شما ناكام هستید.

دكتر احمدی‌نژاد اهداف بلند و آرمانی مردم را كه نقطه ایده‌آل بود، مانند مبارزه با فساد، ساده‌زیستی، گسترش عدالت، كار و تلاش، احیای آرمانهای انقلاب ... را اعلام كردند و در این مسیر حركت نموده‌اند. آیا دولت نهم تمام تلاش خود را در این راستا بكار نبست و آیا فرصت‌سوزی كرد و هیچ موفقیتی نداشت؟ چرا مسئولان اقتصادی و سیاسی دارای منزلت در گذشته به مخالفان او تبدیل شده‌اند. آیا حركت انقلاب از مسیر خود منحرف نشده بود، چرا دشمنان خارجی با دولت نهم بسیار مخالفت می‌كردند. آیا سیاست خارجی دولت نهم عزت‌مدارانه و موفق نبوده است؟ چرا غرب این همه بر ضد او هزینه می‌كنند؟ آیا آمریكا دوست ملت ایران است؟‌

نگاهی گذرا به مخالفان و دوستان احمدی‌نژاد خیلی از مسائل را روشن می‌كند. آیا مخالفان تابلودار امام و انقلاب امروزه مخالفان دولت نهم نیستند؟ دو گزارش ذیل بیانگر این واقعیات است. خبرگزاری انگلیسی رویتر در تحلیلی نوشت: باید رئیس‌جمهور غرب‌گرا از اردوگاه اصلاح‌طلبان روی كار آید. برای روی كار آمدن آنها باید تلاش بین‌المللی صورت گیرد، انتخاب احمدی‌نژاد نتیجه خسارت باری برای غرب است و نشانه عدم تاثیر تحریم‌هاست. خانم رایس در همین فضا معتقد بود: «در ایران امید ما به اشخاصی است كه درك می‌كنند شیوه دولت كنونی شیوه صحیحی برای اداره كشورشان نیست.»

مقام معظم رهبری در این رابطه فرموده‌اند: «دولت نهم به این علت هدف حملات بی‌وقفه قرار دارد كه گفتمان آن گفتمان امام و انقلاب است.» ایشان با انتقاد از دولت‌ها به خاطر انفعال در برابر بیگانگان زیاده‌خواه فرمودند: « این دولت در تعاملات جهانی وفاداری به گفتمان انقلاب را افتخار خود می‌داند و روند بسیار خطرناك غرب‌زدگی و گرایشهای سكولاریستی كه متاسفانه در حال نفود در بدنه مدیریتی كشور بود را سد كرده است.»

مخالفین دولت نهم به بهانه نقد، تمام اقدامات دولت نهم را زیر سوال می‌برند. سؤال اساسی از آنها این است كه آیا دولت نهم هیچ نقطه مثبت و موفقیتی نداشته است كه به آن اشاره نمی‌كنید و به همین دلیل بود كه مقام معظم رهبری در دوم فروردین 1388 از بی‌انصافی‌هایی كه در مورد دولت نهم می‌شود انتقاد كردند.

دولت نهم هیچگاه خود را مصون از خطا و اشتباه نمی‌داند، لكن حجم اشتباهات بسیار كمتر از آنی است كه به جامعه القاء می‌كنند. ایراد به استراتژیها و رویه‌های اساسی نیست، تصمیمات اجرایی و انتصابات می‌تواند مورد نقد قرار بگیرد لكن مخالفین می‌خواهند تمام اقدامات دولت را اشتباه جلوه دهند و سخنی از اشتباهات استراتژیك دولت‌های قبلی نمی‌گویند.

اگر به ادعای اصلاح‌طلبان آقای احمدی‌نژاد به منافع ملی آسیب وارد ساخته و رشد كشور كاهش پیدا كرده، آمریكا و متحدینش باید از این ماجرا خوشحال باشند، پس چرا اینقدر مخالفت می‌كنند، شاید آنها طرفدار رشد و اعتلای ایران شده‌اند؟ آیا همخوانی این گروه‌ها و نظام سلطه جهانی سوال برانگیز نیست؟! این مقایسه یك فرمول منطقی و بی‌ابهام است مگر در جریان اصلاح طلب فریاد نمی‌زدند كه توپ، تانك، بسیجی دیگر اثر ندارد، مگر نمی‌گفتند تفكر شیعه باعث انحطاط كشور است مگر به مقدسات مذهبی و ائمه اطهار و احكام اسلامی اهانت نمی‌كردند، آیا اینها شعار و خواست‌های دشمن ملت ایران نبوده است؟ قطعا آنها با ناكارآمد جلوه دادن دولت نهم می‌خواهند كم‌كاری‌های خود را پنهان كنند. مثلا با ناكارآمد جلوه دادن سفرهای استانی می‌خواهند كم‌كاری خود را در این رابطه رفو كنند. دولت نهم هیچگاه بر سر منافع ملی با اجنبی معامله نكرد. آیا ایستادگی در برابر نظام سلطه و احقاق حقوق هسته‌ای نتیجه‌ای جز عزت برای ایران و عقب‌نشینی برای نظام سلطه داشت؟ آیا تاریخ فراموش می‌كند كه «جك استراو» وزیر خارجه انگلیس و متحدانش در سعدآباد بدون دادن كوچك‌ترین امتیازی ایران را در دوران اصلاح‌طلبان مجبور به تعلیق غنی‌سازی نمود.

شاخص‌ها و چهارچوب اسلام حقیقی و اندیشه‌های حضرت امام «ره» برای مردم بسیار واضح است كه به راحتی می‌توان با استفاده از آن به قضاوت عملكرد دولتها نشست.

 


نوشته شده توسط یه منتظر عاشق در یکشنبه 10 خرداد 1388 و ساعت 04:40 ب.ظ
این سخن از کیست؟به این دهان‌ها و قلم‌ها هشدار می‌دهیم که به دولت ایراد نگیرند | میر حسین موسوی , انتخاب دهم ,

به این دهان‌ها و قلم‌ها هشدار می‌دهیم که به دولت ایراد نگیرند

میرحسین موسوی در تاریخ سوم تیرماه 1365 در یک گفتار تلویزیونی از انتقادات به عمل آمده نسبت به عملکرد دولت خود انتقاد کرد و گفت: با دادن اطلاعات غلط و یا تبدیل انتقاد به انتقام فرصت کار برای دولت از بین می رود و ما این را خلاف انقلاب اسلامی می دانیم.

میرحسین موسوی افزود:در رابطه با انتقاد هم بنده اعتقاد دارم که وقتی به یک دولتی می گویند برو کار و تلاش کن و با مسائل برخورد کن، انتقاد را نباید کسی تبدیل به انتقام کند، هر دولتی می خواهد باشد، خواه این دولت خواه یک دولت دیگر.

وی تاکید کرد: دولت در این شرایط احتیاج به کمک دارد، احتیاج به پشتیبانی دارد نه اینکه ما مسائل را طوری مطرح کنیم که دولت برنامه ریزی کند، سپس با یک حرکت زیر پای دولت در این زمینه خالی شود.

موسوی افزود: دولت تصمیم در مورد فلان تصمیم اقتصادی را گرفته اما ما مشاهده می کنیم که با دادن اطلاعات غلط و یا تبدیل انتقاد به انتقام، عملا فرصت کار برای دولت را از بین می برند. این نوع اطلاعات در موقعیتی که دولت مشغول حل صدها مسئله در سطح کشور است می تواند جوی را ایجاد بکند که در میان مردم رعب و وحشت بوجود آورد. خسارت این مساله تنها به دولت برنخواهد گشت و دود این مسئله به چشم نظام و مردم خواهد رفت.

میرحسین موسوی سپس به تهدید منتقدان دولت خود پرداخت و اظهار داشت: این نوع دهان‌ها و قلم‌ها قبل از آنکه در مقابل دولت قرار بگیرند در مقابل مردم قرار می گیرند و ما این هشدار را به آنها می دهیم که مراقب خود باشند و در مقابل قرار نگیرند، از مردم حمایت کنند و به دولت ایراد نگیرند.

موسوی افزود: کلاً برای دولت حالت ایده آل آن است که در جوی آرام بتواند با مهمترین مسائل جامعه برخورد کنیم ولی متأسفانه ما کشیده می شویم به اینکه دائم این اطلاعات غلط را جبران کنیم که گاهی هم جبران ناپذیر است.

میرحسین موسوی اظهار داشت: وند کار در شرایط انقلاب این است که ما اطلاعات را حساب شده و به صورت منظم و کاملا برنامه ریزی شده و هماهنگ با دستگاههای اجرایی مطرح کنیم نه اینکه یک ارگان غیردولتی که به نوعی خودش را به دولت می بندد بیاید مطرح کند و اطلاعات را با مقداری پیشداوری های خود و عدم بینش خودش غلیظ تر کند و اطلاعاتی در اختیار جامعه بگذارد که دولت به خاطر تبعات آن باید ماهها بدود تا مشکلات ناشی از آن را حل کند.

موسوی ادامه داد: وض اینکه در این شرایط ما تبلیغات هماهنگی برای کمک به دولت داشته باشیم متاسفانه می بینیم که چنین اطلاعات غلطی داده می شود که خود این در کارخانه ها،جو جامعه، ازار، دانشگاه و در کل سیستم اجرایی اثرات نامطلوبی می گذارد و این نوع حرکتها در عین حال ضربه زدن به انقلاب است.

میرحسین موسوی افزود: به عنوان نمونه مقاله مفصلی در یکی از جراید(1) داشتیم در مورد کشاورزی کشور . اطلاعات داده شده در این مقاله منفی بود و عملا تمام نکات منفی که ممکن است در مورد کشاورزی کشور وجود داشته باشد گردآوری شده بود و به نکات خوب و فعالیتهایی که نظام ما که دولت هم جزیی از آن است و در این مورد انجام داده اشاره نشده بود.

موسوی ادامه داد:متاسفانه این مقاله در جهت نومیدی و در جهت دادن اطلاعات غلط درج شده است و ضمن اینکه به دولت لطمه می زند، این مسئله به نظام ما لطمه می زند و ما این را خلاف انقلاب اسلامی و خلاف اصول اعتقادی خودمان می دانیم.

(1) اشاره آقای میرحسین موسوی به مقاله 3 قسمتی روزنامه رسالت طی روزهای 9 لغایت 11 فروردین 1365 است که با عنوان "نگرشی بر کشاورزی بعد از انقلاب"، به نقد و بررسی گزارش عملکرد وزارت کشاورزی در دولت میرحسین موسوی اختصاص یافته بود. در مقدمه مقاله روزنامه رسالت آمده است: "اخیرا بنا به درخواست کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی در موقع بررسی اعتبارات بخش کشاورزی، وزارت کشاورزی خلاصه اقدامات و تحولات بخش کشاورزی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی را تهیه و تحت عنوان "نگرشی بر کشاورزی بعد از انقلاب" و با نام نشریه شماره 74 اداره کل برنامه و بودجه تهیه و به کمیسیون برنامه و بودجه ارائه نمود.نظر به حساسیت بخش کشاورزی لازم دیدیم که با نگاهی به این نشریه، مردم و مسئولین را در جریان تغییر و تحولات این بخش مهم قرار دهیم و از باب "فذکر ان الذکری تنفع للمومنین" نگاهی به این نشریه می اندازیم به امید اینکه مسئولین با اتخاذ سیاستهای مناسب و ملت شریف با سعی و کوشش خود، جبهه مبارزه با استکبار جهانی را تقویت نموده و کشور را به سوی خودکفایی ممکن در محصولات کشاورزی سوق دهند."

بررسی ها نشان می‌دهد در تمامی مدت نخست وزیری 8 ساله آقای میرحسین موسوی تنها یک روزنامه(رسالت) -آنهم از دیماه 64 به بعد- از عملکرد برخی زیرمجموعه های دولت وی انتقاد می کرده است.

حالا یکی نیست به خود میرحسین بگه یادته سوم تیر 65 توی تلویزیون چی گفتی؟ حالا چطور شد که جدیدا میگی من تا شب انتخابات از احمدی نژاد انتقاد می کنم (البته طبق فرمایشات مقام معظم رهبری همه حرفاش هم که دروغ از آب در اومد).


نوشته شده توسط یه منتظر عاشق در یکشنبه 10 خرداد 1388 و ساعت 04:35 ب.ظ
نوشته های پیشین
+ به رنگ ریا+ رئیس جمهور محبوبم........خادمیت مبارک+ مردی را بر صلیب می‌كنند، به جرم این كه 2 بار به روستای ما آمده است+ سعید حجاریان و کارشکنی های او+ پای خود را در محدوده ممنوعه ای دراز كردم كه به عده‌ای خاص تعلق داشت+ دوستان حواستان باشد که اگر درست انتخاب نکنیم چه بر سر کشور می آید!+ حمایتت می کنیم+ نگرانی کروبی از توافقات پشت پرده میرحسین با اهل تسنن + دولتی كه رهبر انقلاب آن را «دولت اقدام» نامیدند + این سخن از کیست؟به این دهان‌ها و قلم‌ها هشدار می‌دهیم که به دولت ایراد نگیرند+ دستمال سبزها بخوانند.+ احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست+ دیار باقی+ کاش در دل خود جمکرانی داشتیم+ آقا نمی آیی!؟؟؟

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 ...

منبع کدهای موزیک وبلاگ